» حدیث
» کتاب مسجد, نماز و خانواده
» فعاليت هاي فرهنگي مساجد
» مديريت و برنامه ريزي مساجد
» فلسفه نماز جماعت
» مسجد مسلمانان پاريس
» مسجد و حكومت
» آثار گوناگون مسجد
» آثار فرهنگي، اجتماعي و تربيتي نماز جماعت
» تأثيرپذيري معماري مسجد از تحولات اجتماعي و تأثير آن بر شهرسازي دوره اسلامي
درباره ما
پیوندهای روزانه
دیگر امکانات
نوراحكام
کتاب مسجد, نماز و خانواده
+ نویسنده محمود حسین زاده در شنبه هجدهم دی 1389 |
کتاب مسجد, نماز و خانواده به ویراستاری علمی استاد محمود حسین زاده خراسانی به زیور طبع آراسته شد.
 
کتاب " خانواده، مسجد و نماز " منتشر شد
 

 


--------------------------------------------------------------------------------

 

کتاب «خانواده، مسجد و نماز» از سوی دفتر مطالعات و پژوهش های قم، وابسته به مرکز رسیدگی به امور مساجد کشور، مهرماه سال جاری منتشر و روانه بازار کتاب کشور شد.
منبع خبر:
www.rasanews.ir
 

 

--------------------------------------------------------------------------------


پیشگفتار، مقدمه، مفهوم شناسی، نماز، خانواده در قرآن و سنت، کارکردهای خانواده در اندیشه اسلامی، عوامل تحکیم خانواده، خانواده مسجدی، آسیب شناسی مساجد و نهاد خانواده، راهکارهای ترویج نماز، راهکارها و عوامل احیای نقش و کارکردهای مساجد و تقویت نظام دینی خانواده از مهم ترین سرفصل های کتاب خانواده، نماز و مسجد به شمار می رود.
 
در مقدمه این کتاب به قلم حجت الاسلام مجتبی فرهنگیان با تحلیل و بررسی جداگانه نقش هر یک از سه عنصر خانواده، مسجد و نماز آمده است: رابطه مسجد و خانواده آنچنان در هم تنیده است که مطالعه یکی بدون دیگری در بافت جغرافیایی معرفتی اسلام فاقد معنی و عقیم خواهد بود.
 
در ادامه مقدمه این کتاب می خوانیم: نماز در این میان حلقه وصل این دو نها دیرپا و پویاست، نماز تمرین و تکرار انسان بودگی با پس نمائی از معراج نبوی است که قافله بشری را با کاروان سالاری«امام» به غایتی فرا زمینی تاویل و تصعید می برد تا انسان در هر عصری و با تعلق به هر هزاره ای بتواند با روایت نماز در بستر مسجد، خانواده دینی را بازتولید نماید.
 
حجج اسلام علی اکبر گندمکار و مجتبی فرهنگیان از نویسندگان و تهیه کنندگان این کتاب به شمار می روند، حجت الاسلام و المسلمین دکتر محمود حسین زاده خراسانی ویراستار علمی کتاب خانواده، نماز و مسجد را بر عهده داشته است و هادوی خسروی نیز کار مقابله و نمونه خوانی این اثر را عهده دار بوده است.
 
گفتنی است، کتاب خانواده، نماز و مسجد از سوی دفتر مطالعات و پژوهش های قم، مرکز رسیدگی به امور مساجد کشور در 336 صفحه برای چاپ نخست در مهرماه سال جاری چاپ و منتشر شده است.

 

فعاليت هاي فرهنگي مساجد
+ نویسنده محمود حسین زاده در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387 |

 

مساجد فعال از جهت فرهنگي به صورت مهم ترين پايگاه فعاليتهاي ديني در فضاي جامعه تأثير عميق و ژرف داشته ، معادلات فرهنگي اطراف خويش را به سود عبوديت الهي تغيير مي دهند. در اينجا از باب نمونه به برخي از فعاليتهاي فرهنگي مساجد اشاره مي شود.

 1- نماز جماعت

يكي از مهم ترين فعاليتهاي عبادي - فرهنگي مساجد ، برقراري نماز جماعت درسه نوبت صبح ، ظهر و شب مي باشد.

2- عبادت فردي

يكي ديگر از مسائل عبادي كه مي تواند درفرهنگ تأثير جدّي داشته باشد، ترويج پرستش ، عبادت ، نيايش و توبه فردي و خلوت كردن آدمي با خداي خويش درخانه معبود است.

3- قرائت قرآن

يكي از فعاليتهاي عبادي داراي تأثير فرهنگي فراوان ، خواندن قرآن در مساجد است.

4- سخنراني

از صدراسلام تاكنون همراه با نيايش در مساجد، بيان معارف دين مطرح بوده است.

5- آموزش قرائت نماز و قرآن 

از مهم ترين اموري كه بايد مبلغان محترم به آن بپردازند تصحيح قرائت نماز است. 

6- تفسير قرآن

مهم ترين منبع معارف اسلام ، قرآن مجيد است كه مساجد با پرداختن به آن اصلي ترين وظيفه را انجام مي دهند.

7- دعا و نيايش

در مساجد بايد زمانهايي با سكوت كامل همراه باشد تا افراد بتوانند به دور از هياهو و با آرامش به خود بيانديشند و باخداي خود خلوت كرده ، به راز و نياز بپردازند. 

8-  مشاوره معنوي

يكي از معضلات جوانان متدّين آنست كه دغدغه هاي فراوان معنوي دارند كه اگر راهنمايي نشوند دچار افراط وتفريط شده ، گاهي به انحراف كشيده مي شوند.

9- جلسات پرسش و پاسخ

يكي از فعاليتهاي ديگر مساجد، برگزاري جلسات پرسش و پاسخ است. 

10- كلاس براي كودكان

تشكيل كلاسهاي خاصّ براي كودكان.

11- نوجوانان و جوانان

باايجاد محيط اُنس در مسجد و واكسينه كردن اين افراد در برابر مشكلات خاص خود، مي توان آنان را در اقيانوس زلال معارف ديني حفظ كرده ، از انحراف آنان جلوگيري نمود. 

12- كتابخانه و نوارخانه

مديران مسجد مي توانند با ايجاد كتابخانه و نوارخانه ديني و با حفظ دقيق حدود شرعي ، از اين طريق زمينه هدايت و رشد معنوي گروهي را فراهم سازند.

13- ارتباط با كانونهاي جمعيتي

مبلّغ با ايجاد ارتباط بين مسجد و كانونهاي جمعيتي مي تواند بين گروههاي اجتماعي و مسجد پيوند ايجاد كرده ، از اين طريق به ن شر معارف ديني كمك كند. 

14- بسيج و فرهنگ

اگر مبلغان ضمن تقويت بسيج ، از اين جاذبه بهره برده و جوانان را به مسجد متمايل سازند ، مي توانند از اين نيروها در موارد مناسب استفاده كنند.

نويسنده :   محمدحسن نبوي

آدرس مطلب :   نشريه مبلغان ، شمارة 58 شهريور 1382 ، صفحة 3 تا صفحة 8

مديريت و برنامه ريزي مساجد
+ نویسنده محمود حسین زاده در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387 |

با نگرشي اجمالي به تاريخ سرگذشت مساجد درمي‌يابيم كه مساجد تنها براي اداي فرايض ديني نبوده بلكه علاوه بر پايگاه تجمع طبقات گوناگون اجتماع براي اداي وظايف شرعي و ديني، همواره مهم‌ترين پايگاهي به شمار مي‌رفته كه مردم و به خصوص جوانان و افراد بانفوذ، از اين مكان مقدس استفاده مي‌كرده در آنجا جمع مي‌شده‌اند تا درباره‌ي ‌مسائلي سياسي، اقتصادي، خدماتي و غيره به بحث و مذاكره بپردازند؛ ‌از اين رو پيوسته از اين مكان مقدس به صورتي مردمي به منظور سياست گذاري‌هاي محلي استفاده مي‌شده است.

و شكي نيست كه مساجد بايد داراي مديريتي قوي و توانمند باشند، يعني ائمه‌ي جماعات بايد خود اوّلين برنامه‌ريز باشند تا بتوانند مساجد را هم به منظور تقويت بنيه‌ي ديني و مذهبي و هم به منظور بهره‌برداري مسائل سياسي، ‌اجتماعي و ارتقاي ميزان آگاهي آحاد مردم مهيا سازند، بنا به تعريف علمي مديريت:‌ «مديريت، ‌علم و هنر هماهنگي،‌ برنامه‌ريزي سازماندهي،‌كنترل و نظارت، ابزار، ‌افراد و منابع، به منظور نيل به هدف است».

لذا به منظور رسيدن به اهداف مذكور نياز به پيش بيني، برنامه‌ريزي سازماندهي امكانات و نيرو‌ها و در نهايت، كنترل و نظارت بر اجراي برنامه‌ريزي‌ها است. قدر مسلم همه‌ي اين‌ها اداره كننده‌اي مي‌طلبد كه با در نظر گرفتن شرايط مكاني و زماني مساجد، اعمال مديريت اصولي و اساسي كند، يعني امكانات موجود مسجد را به خوبي و به دقت شناسايي و موقعيت مكاني مسجد را كاملاً تجزيه و تحليل نمايد و با در نظر گرفتن ابعاد گوناگون آن، شناخت دقيقي از آن داشته باشد و گروه‌هاي سني متفاوت را كه با مسجد سر و كار دارند، ‌شناسايي كند، گرايش‌هاي جوانان و ميان سالاني كه با مسجد سرو كار دارند شناخته شوند، آنگاه با مد نظر قرار دادن كليه‌ي مواردي كه اشاره شد،‌ برنامه‌هاي فرهنگي، تبليغي، علمي، ‌هنري و غيره‌ي خويش را پي‌ريزي و در حين اجرا، نقاط ضعف و قوت را بررسي كند، لكن براي فراهم كردن چنين زمينه‌اي توجه به مسائل ديگري به شرح زير ضروري است:

الف: مدير و عوامل مؤثر در جاذبه‌ي مديريتي

1ـ موضوعات عام

در فعاليت‌هاي عمومي مسجد، بيان نقش مسجد در ترويج معارف اصيل اسلامي،‌از عوامل مؤثر است و تبيين اين مسئله كه مسجد چگونه مكاني است؟ قداست و عظمت اين مكان چقدر و تا كجاست؟ اقوال پيامبران و ائمه‌ي اطهار ـ عليهم السّلام ـ در خصوص مسجد تا چه حد است؟ مسجد چگونه مي‌تواند انسان را به سير الي الله سوق دهد، چگونه مي‌تواند انسان را از پليدي‌ها و نامردمي‌ها و جهالت نجات بخشد و سر‌انجام فضاي معنوي و ملكوتي مسجد چگونه مي‌تواند روح انسان را صيقل دهد و زنگار هر آنچه در شأن مخلوق شايسته‌ي خدا نيست، بزدايد، امروزه مطرح است.

از عوامل مؤثر دخيل در فعاليت‌هاي عمومي، بيان نقش مسجد در تبيين موضوعات اجتماعي و فرهنگي است،‌امروزه اگر چه به ظاهر جبهه‌اي نظامي در سرحدات كشور اسلامي ما به چشم مي خورد تا نياز به حضور نظامي داشته باشد،‌لكن دشمنان قسم خورده‌ي انقلاب اسلامي كه از وجود تفكر سياسي اجتماعي و معنوي انقلاب اسلامي بسيار وحشت دارند، ناكام از توطئه‌ي نظامي، جبهه‌ي ديگري را بر ضد نظام و انقلاب اسلامي گشوده‌اند، كه آن جبهه، فرهنگي است. آنان مي‌خواهند با فراهم آوردن وسايل لهو و لعب و سرگرمي‌هاي آنچناني، لباس‌هاي نامناسب و غيره، ‌جوانان، را از راه اصلي و از مسيري كه در پيش گرفته‌اند، منحرف سازند و با سست كردن ايمان و اعتقاد آنان، بين ايشان و انقلاب جدايي بيندازند و فاصله ايجاد كنند كه مؤثرترين و كارسازترين راه مقابله با اين توطئه، مسلح كردن جوانان ما به مسائل اعتقادي و آگاه كردن آنان نسبت به مسائل سياسي، اجتماعي و فرهنگي است كه اجراي اين كار در محيط مسجد گيراتر از هر محيط ديگر و تأثيرگذاري آن بيشتر است و از طرفي بين جوانان و نوجوانان و طبقات گوناگون مردم رغبت بيشتري براي حضور در مساجد كه فكر مي‌كنند مركز اطلاعات‌گيري است، ‌پيدا مي‌شود و لذا حضور افراد بيشتر مي‌شود.

عوامل ديگري در فعاليت‌هاي عمومي كه مدير مسجد مي‌تواند به آن جذابيت ببخشد، بيان، تفسير، و تجزيه و تحليل مسائل اقتصادي، بهداشتي و به طور كلّي مسائل روز است.

نكته‌ي مهم در فعاليت‌هاي عمومي اينكه، ‌اجراي برنامه‌هايي كه ذكر شد به گونه‌اي پيش بيني و طراحي مي‌شوند كه مخلّ آسايش و آرامش و اوقات فراغت همسايگان مسجد نشوند.

2ـ موضوعات خاص

احترام به شخصيت جوانان در جذب جمعيت جوان و نوجوان به مسجد، بسيار مؤثر است. وقتي جوان و يا نوجواني احساس كند كه حضورش در مسجد موجب ارتقاي شخصيتي وي است و توسط امام جماعت و اهل مسجد مورد احترام واقع مي‌شود،‌خود به خود حضور در مسجد و روي آوردن به مسجد و مراكز ديني و تبليغي را ارزش مي‌داند و سعي مي‌كند روز به روز بر اين حضور و فعاليت بيفزايد.

تشويق جوانان و نوجوانان به شركت در نماز‌هاي جمعه و جماعت از عواملي است كه در كاميابي برنامه‌هاي مديريتي مسجد مؤثر است.

همچنين در طول سال شمار زيادي از جوانان و نوجوانان در مراكز آموزشي، هنري، فرهنگي، ورزشي و غيره شركت داده شوند و در مسابقات گوناگون حضور يابند و در هر محله به افراد ممتاز جوايزي اهدا شود. چنانچه مديريت مسجد هر منطقه با مجتمع‌هاي آموزشي، فرهنگي، ورزشي و غيره در محله‌ي خود، يا آموزش و پرورش منطقه از قبل هماهنگ كند، در پايان هر مسابقه‌ي فرهنگي، علمي، ‌آموزشي و غيره جايزه‌ي فرد برتر و ممتاز ضمن مراسمي در مسجد محله به او اهدا شود.

اجراي خطبه عقد در مسجد نيز موردي است كه مي‌تواند در جذابيت بيشتر مؤثر باشد،‌ مديريت مسجد با اهل محل از قبل ارتباط‌هايي داشته باشد تا مراسم عقد، به خصوص خطبه عقد، در مسجد محله خوانده شود.

در مساجد، مراسم جشن‌ها و اعياد برگزار شود همچناني كه در اعياد و جشن‌ها بين خانواده‌ها رفت و آمد و ديد و بازديد صورت مي‌گيرد، امام جماعت مسجد در قالب مدير و اداره كننده‌ي مسجد، قبلاً در اين زمينه با افراد مورد نظر هماهنگ و با كار فرهنگي و تبليغي مسجد را براي ديد و بازديد مؤمنان با يكديگر، اعم از زن و مرد مهيا سازد و در آنجا ساعاتي را مسلمانان در كنار هم بگذارنند و جشن‌ها و اعياد را به يكديگر تبريك بگويند كه در سايه‌ي اين برنامه، وحدت، يكپارچگي و اخوت بين طبقات گوناگون مردم، به وجود مي‌آيد، از كينه‌ها، كدورت‌ها، نفاق و غيره كه باعث جدايي و ايجاد فاصله بين مسلمانان مي‌شود، جلوگيري به عمل مي‌آيد و اگر خلائي هست با اين كار پر مي‌شود.

از موارد ديگري كه اين كار مي‌تواند در جذب افراد به مسجد و كاميابي برنامه‌هاي مدير مسجد، مؤثر باشد، ارتباط منظم و مستمر با نمازگزاران و سر‌كشي به منازل نمازگزاران است،‌ در واقع همان برخوردي كه در صدر اسلام از طرف رسول گرامي ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ و حضرت علي ـ عليه السّلام ـ صورت مي‌گرفت كه وقتي احدي از نمازگزاران يك يا دو جلسه‌ي نماز غيبت داشت، بلافاصله آن بزرگواران احوال او را جويا مي‌شدند كه شخص مورد نظر گرفتاري دارد يا در بستر بيماري افتاده است، بلافاصله به عيادت او مي‌رفتند و در صورتي كه دچار گرفتاري بود، سعي مي‌كردند با مشاركت ساير مؤمنان، به رفع گرفتاري او اقدام كنند، يا اگر بيمار بود، دعا مي‌فرمودند كه خداوند شفا عنايت كند.

ب: برنامه‌هاي مدير

1ـ‌ مراعات اوقات نمازگزاران: سعي شود برنامه‌هاي اضافي، ‌مثل سخنراني‌ها يا دعاهاي طولاني بعد از اتمام نماز باشد، ‌تا اگر كسي فرصت مناسبي به منظور بهره‌مندي از برنامه‌ها نداشت، بتواند نماز‌‌ها را به جماعت به جا بياورد و به برنامه‌هاي خود برسد، زيرا بي‌توجهي به اين مسائل گاهي باعث كم شدن جمعيت نمازگزارن مي‌شود و از كيفيت ساير برنامه‌هاي مسجد نيز مي‌كاهد.

2ـ از انجام دادن و اجراي برنامه‌هاي اضافي در مسجد خودداري شود: يعني علاوه بر برپايي نماز جماعت،‌ اجراي برنامه‌هايي مانند سخنراني و يا قرائت دعاهاي طولاني كه از قبل اعلام و برنامه‌ريزي شده است، از برنامه‌هاي اضافي ديگر كه گاهي بدون پيش بيني در بعضي مساجد اجرا مي‌شود، خودداري شود تا نمازگزاران بتوانند در برنامه‌هاي اعلام شده و فرصت‌هاي زماني پيش بيني شده از برنامه‌هاي مسجد بهره بگيرند، چه بسا در بسياري موارد، مساجد برنامه‌هاي ويژه‌اي را اعلام مي‌كنند و جمعيت زيادي هم به منظور بهره‌برداري از برنامه‌ي اعلام شده در مسجد حضور پيدا مي‌كنند، لكن پس از شروع برنامه‌ها طرح مسائل حاشيه‌اي و جانبي باعث مي‌شود كه پس از گذشت يك ساعت از شروع مجلس، خستگي بر اهل مجلس چيره مي‌شود و شركت كنندگان يكي پس از ديگري سعي در خروج از مسجد دارند؛ ‌در صورتي كه برنامه‌هاي اصلي مسجد شروع نشده است، از طرفي در چنين وضعي حالت بي‌نظمي بر مسجد و مجلس مربوطه حاكم مي‌شود كه از كيفيت برنامه‌ها مي‌كاهد و در نهايت اهدافي كه برگزاري مراسم در پي آن بود،‌ حاصل نمي‌شود.

3ـ‌ اقامه‌ي نماز جماعت در هر سه وقت، در اول وقت شرعي در مسجد برگزار شود: گاهي در بعضي مسجد‌ها كه نماز جماعت ندارند، يا نماز جماعت آنان مرتب، منظم و مستمر نيست، ‌در فكر نمازگزاراني كه يك يا دو بار به مسجد مراجعه مي‌كنند و با اين وضع روبرو مي‌شوند، اين طور تداعي مي‌شود كه نماز جماعت در مسجد برگزار نمي‌‌شود، و لذا سعي مي‌كنند به مسجد ديگري مراجعه كنند كه اين موضوع موجب كم جمعيت بودن نمازها در مسجد مي‌شود و آن نشاط و پويايي كه بايد در مساجد باشد، كمرنگ مي‌شود.

فلسفه نماز جماعت
+ نویسنده محمود حسین زاده در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387 |

 

شكى نيست كه نماز يك عبادت ريشه دار وعميق مى باشد كه در همه اديان بوده وشايد كمتر دينى در اين دنيا موجود باشد كه نماز در آن موجود نباشد. اما نماز اسلامى در كتاب آسمانى خويش ( قران كريم) وگفتار و كردار حضرت محمد صلى الله عليه وسلم ( سنت مباركه) به نماز كه يك اصل با ارزش وعبادت مهم مى باشد تاكيد فراوان نموده واز ترك آن مسلمين را به سختى بر حذر داشته است. نماز در حقيقت ستون وپايه دين مقدس اسلام مى باشد وهم چنين كليد بهشت محسوب مى گردد وازجمله شليسته ترين اعمال در نزد پروردگار به حساب مى آيد. در روز قيامت اولين پرسش از نماز بودخداوند پاك در قران كريم در ضمن دعاى حضرت ابراهيم عليه السلام چنين ارشاد مى فرمايد: ( رب اجعلني مقيم الصلاة ومن ذريتي ربنا وتقبل دعاء) هم چنين در سوره طه مى فرمايد" من تورا بر گزيدم، پس به وحى گوش كن من خداوند هستم كه معبودى جز من وجود ندارد پس مرا پرستش كن ونماز را براى ذكر من برپاى دار". خداوند جلّ جلاله التزام به امر مهم را در همه حال چه درخانه وچه در سفر وچه در حالت صلح وچه در حالت جنگ وبالآخره در همه رخدادها زندگى مورد تاكيد قرار داده است اسلام وظيفه هر مسلمان را تنها در اين خلاصه نكرده كه به صورت انفرادى در هر جايى وبدور از نماز اجتماع مسلمين يا محيطى كه در آن زندگى مى كند به انجام نماز بپردازد، بلكه به طور جدى به انجام وظيفه الهى نماز به صورت جماعت بويژه در مساجد با ديگربرادران دينى فراخوانده است. از جناب رسول اكرم صلى الله عليه وسلم روايت است كه فرمودند: دلم مى خواهد خانه كسانى را كه صداى دلنشين اذان اين سرود الهى را مى شنوند وبه مسجد براى اداى فريضه نماز نمى آيند آتش بزنم". اگرچه نماز جماعت از نظر اسلام واجب نگرديده است اما حضرت عبد الله ابن عمر رضى الله عنه راويت مى كند كه رسول خدا صلى الله عليه وسلم فرموده اند: نمازى كه به صورت جماعت خوانده شود ثوابش بيسد وهفت برابر ثواب نمازى است كه به صورت انفرادى خوانده شود". بنا براين اسلام برگزارى نمازهاى پنجگانه را به صورت جماعت در مساجد به اين دليل لازم دانسته كه مساجد علاوه بر اين كه پايگاه تجمع مسلمين مى باشد محلى است كه مى توان ديگر مشكلات جامعه اسلامى از قبيل مسايل اجتماعى، اقتصادى، اخلاقى وغيره را مطرح ودرپ?رامون آنها صحبت نمود وبراى حل آنها اقدامات لازم را بعمل آورد. باز مى بينيم كه بر مسلمين لازم شده است كه به طور وسيع ترى هفته اى يك بار در نماز جمعه شركت كنند. خداوند پاك در اين باره چنين فرموده است: اى كسانيكه ايمان آورده ايد هر گاه براى نماز در روز جمعه فر خوانده شديد پس بسوى ياد خدا بشتابيد وهر معامله اى را ترك كنيد، اين براى شما بهتر است اگر بدانيد". سرپيچى از اين امر خدا بدون عذر روانيست واز رسول اكرم صلى الله عليه وسلم نيز روايت است كه فرموده اند: هر كس سه نماز جمعه را بدون عذر واز روى سستى وسهل انگارى ترك نمايد ، خداوند بر دلش مهر مى زند".

اين اجتماع بزرگ هفتگى در بردارنده نكات آموزشى فراوان بوده، در حقيقت تجديد پيمان واحياى حس برادرى وبرابرى واستحكام بخشيدن وحدت ميان مسلمين واظهار قدرت وقوت مى باشد تا به دشمنان اسلام نشان دهند كه چگونه در صفوف مرصوص ودوشادوش يكديگر آمادگى اين را دارند تا از كيان وشأن وشوكت اسلام وآئين اسلام دفاع كنند ونگذارند كه دست هاى كثيف اجانب وشياطين خون آشام در ميان جامعه اسلامى كار كند، وحتى از اين هم بزرگتر اجتماعات مسلمين به مناست بر گزارى نماز عيد فطر وعيد قربان مى باشد كه انجمنى فرا گير و جشنى بزرگاسلامى ترتيب داده وهمه مسلمين را در كنگره اى واحد گرد هم آورند. اگر دقيق متوجه شويم در مى يابيم كه عيد قربان خاطره حضرت ابراهيم خليل را در اذهان مسلمين جهان زنده مى كند كه چگونه عل?ه کفر والحاد وبد عدالتى نمرود واعلاى کلمه حق مبارزه کرد وچگونه به خاطر آئين يكتا پرستى و اعلاى كلمه حق آتش خشم نمروديان را بر خود تحمل نمود وآن را با جان پذيرف وچگونه به خاطر رضاى پروردگارش حاضر شد كه فرزند دلبندش را به پيشگاه حضرت حق سبحانه وتعالى قربانى نمايد تا رضايت او تعالى را بدست آورد .

بنا براين عيد قربان وداستان مبارزات پيامبر جليل القدر خدا حضرت ايراهيم درس توكل واتكا به پروردگار را براى مسلمين مى آموزد. همچنين عيد فطر فرصت خوبى براى مسلمانان است تا موفقيت خودرا در راه به پايان رساندن يك ماه جهاد عليه نفس وشيطان جشن بگيرند، واين خود در حقيقت نشان دهنده اتحاد وهمبستگى مسلمين مى باشد وامثال اين اجتماعات است كه باعث بروزابهت وبزرگى واتحاد مسلمين شده وباعث تضعيف روحيه دشمنان ومخالفين اسلام مى گردد.جاى دارد كه در اين جا نكته قابل توجه ديگرى را مطرح كنيم كه واقعا بسيار مهم مى باشد وآن اين كه اسلام اصول وقوانين خود را به صورت يك امر ذهنى يا حرف محض در سر يا زبان قرار نداده است ، بلكه آن اصول وقوانين را به صورتى ناگستنى به زندگى وبرنامه فرد يا انسان مسلمان پيوند داده است. بنا براين آزادى وبيان ومساوات وبرادرى را كه جهان كفر وكشورهاى غربى دم از آن مى زنند، دوازده قرن پيش از انقلاب بزرگفرانسه در زمانى كه حتى غربيان وسردمداران آزادى دروغين بويى از آزادى، مساوات وبرادرى نمى بردند وحماقت تا مغز استخوان شان ريشه دوانيده بود، اسلام به نحوى زيبا وعاقلاانه وبه صورت روشن اين سه كلمه اساسى را در يك بخش .زندگى اجتماعى مسلمين تفسير مى كند:

آزادى: واژه آزادى هميشه بر سر زبان هاى مردم دنيا بوده وكشور هاى غربى هميشه مسلمين را محكوم مى نمايند كه مسايل آزادى در شئونات اسلامى مراعات نمى شود . ما نمى خواهيم در اينجا در رابطه با مفهوم آزادى بنويسيم زيرا كه اين از خود بحث جداگانه اى دارد ولى آنچه روشن وآشكار است فقط در يكى از برنامه هاى زندگى مسلمين كه در حقيقت يك موضوع عبادى است، آزادى را بر رسى مى نماييم : مسلمان وقتى وارد مسجد مى شود از هر گونه بندگى غير از بندگى خداوند متعالآزاد است وبه غير از خداوند متعال به ديگر كسى وابستگى ندارد وفقط براى او ركوع وسجده مى نمايد وفقط در مقابل او سر خم مى نمايد ، هرچند انسان بزرگ وبا قدرتى باشد خداوند متعال مى فرمايد: " مساجد به خدا تعلق دارد پس با خدا هيچ كس ديگر را نخوانيد" . در حقيقت اين همان آزادى معنوى انسان است كه از همه آزادى ها بالاتر مى باشد.واما در باره آزادى بيان وانتفاد به همين نكته اكتفاء مى نماييم كه هر گاه در رفتار وگفتار ويا در ضمن خواندن نماز اشتباهى از امام سرزند نماز گزاران پشت سر او مؤظف اند كه اشتباهش را اصلاح كنند وراهنمايى اش نمايند.در اين امر پير وجوان وفقير وثروتمند همه يكسان مى باشند ومؤظف اند كه اشتبهش را تصحيح كنند. مبين اين گفته ها گفتار خليفه اول مسلمين حضرت ابوبكر صديق رضى الله عنه مى باشد كه همانند آن در طول تاريخ از هيچ رئيس دولت وملك ديگرى ديده وشنيده نشده است . گفتار معروف جناب حضرت صديق كه در روز تصدى خلافت فرمودند" اى مردم من زمامدارى شما را بر عهده گرفتم در حالى كه بهتيرن شما نيستم. هر گاه مرا در راه حق ديديد، يريم كنيد وچون براه باطل مشاهد كرديد به راه راستم بياوريد. بادنيد كه ناتوان هاى شما نزد من نيرومند اند تا زمانى كه حق شان را بستانم ونيرومندان شما نزد من نا توانند تا حق را از آنها باز ستانم . تا وقتى كه من مطيع خدا بودم ، اطاعتم كنيد وچون از راه فرمانبرادارى خدا منحرف شدم مؤظف به فرمانبردارى من نيستيد أي سخن را مى گويم واز خدا براى خود وشما آمرزش مى طلبم". اين گفتار حضرت ابوبكر صديق رضى الله عنه مى باشد كه در طول دوره خالفتش به اين سخنان خود صادق باقى ماند ووعده هايى مى دهد اما هرگيز وعده خلافى نمى كند. حضرت عمر فاروق رضى الله عنه: تصميم گفتند كه حدى براى مهريه قرار دهند واين موضوع را در مسجد اعلام نمودند. زنى در برابرى گفته حضرت عمر فاروق رضى الله عنه به مخالفت برخاست وگفت " چگونه اين عمل را انجام مى دهيد در حالى كه خداوند مى فرمايد: هر گاه خواستيد همسرى به جاى همسر قبلى انتخاب كنيد وبه يكى از آن دو مبلغى داديد چيزى از آن پس نگيريد ، آيا مى خواهيد با ارتكاب بهتان وگناه آشكار باز ستانيد". خليفه دوم مسلمين حضرت عمر فاروق رضى الله عنه هيچ گونه عكس العملى نشان نداد به جز اين كه از عقيده خويش منصرف شد وبا صراحت گفت أي زن درست گفت وعمر اشتباه كرد. اينها نمونه هايى او آزادى بيان وعقيده مى باشد . برادرى: دين اسلام پيروان پاكيزه اش را روزى پنج بار دعوت مى نمايد تا در محلى مخصوص گرد هم آيند وفريضه الهى را در جماعت اداء نمايند. وقتى كه مسلمين به مسجد مى أيند با برادران دينى خود معرفى مى شوند واز احوال يكديگر با خبر مى گردند ودر حقيقت مهر ومحبت در بين شان افزايش پيدا مى كند در وقت اداى نماز مسلمانان بدنبال يك شخص وروبه سوى قبله اى واحد وگوش دادن به قرائت وكارهاى يكسان ديگرى از قبيل ركوع، وسجود وقعده انجام مى دهند.اين وحدت است كه به طور گذارا نمى توان از آن گذشت، بلكه بايد كمى انديشيد وفكر كرد وحدتى كه ريشه در اعماق چشمه هاى قلب مسلمين وانديشه وفكرشان ريشه دوانيده وهدف مشخصى را تعقيب مى كند ودر حقيقت مظهر وروشن كننده آيه مباركه " إنما المؤمنون إخوة" مى باشد وحقاً كه مومنون همه برادر يكديگر مى باشند. اندكى به گذشته بر مى گرديم وبه ياد مى آوريم مسجد حضرت محمد صلى الله عليه وسلم را در مدينه منوره كه نژادهاى گوناگون وقبيله هاى مختلف وافراد عرب وغير عرب همچون صهيب رومى، وسلمان فارسى وبلال حبشى را در آغوش باز وپر بركت خود تربيت نمود.

مساوات : موضوع ديگر مورد بحث ما مسئله برابرى ومساوات مى باشد بلى وقتى كه مسلمين در يك صف فشرده وبه هم پيوسته وبدون تبعيض طبقاتى ونژادى براى اداى نماز مى ايستند،كدام مساوات وبرابرى از اين كامل تر وبالا تر است؟ همان طورى كه پروردگار جهان مى فرمايد: هيچكس بر ديگرى بر ترى ندارد فقط به تقوا مى باشد. واقعا در مساجد مسلمين نيز همين طور است وهيچ گونه بر ترى انحصارى براى افراد جامعه منظور نمى شود. حاكمان وفرمانروايان در كنار افراد بدون قرت وثروتمندان در پهلوى افراد تهى دست جامعه وعلماء در پهلوى افراد كارگر ودهقان بدون هيچ گونه امتيازى در يك صفبه نماز مى ايستند. ويا اين كه در هيچ يك از مساجد در دنياى اسلام قا نونى وجود ندارد كه صف اول مخصوص افراد بلند پايه دولت وصف دوم مربوط به افراد ثروتمند جامعه وصف سوم مخصوص افراد تحصيل كرده ومديران جامعه باشد بلكه همه مسلمين برابر وبرادر يكديگر مى باشند در حقيقت همين امر خود موجب تقويت حفظ وحدت ومساوات اجتماعى وتحكيم پيوندها بين افراد جامعه مى شود وخط بطلان را بر روى هر گونه بينش طبقاتى ويا تئورى هاى بر ترى قومى نسبت به قوم ديگر ونژادى ديگر مى كشد. وبه صورت كلى نماز جماعت در اسلام علاوه بر ارزش فكرى ومعنوى، باعث تحكيم پيوندها ووحدت جامعه بشرى شده وباعث برچيده شدن اختلافات طبقاتى ونژادى مى گردد.

المراجع كتب الحديث، البخارى.

مسجد مسلمانان پاريس
+ نویسنده محمود حسین زاده در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387 |

دكتر علي شريعتي

كم مانده بود جلوي مسجد به عوض الجزايري‌ها هدف گلوله پليس قرار بگيريم. تنها ملت مسلماني كه در اين مسجد خبري از او نيست ايران است.

در جنوب شرقي پاريس بر سر در پرجلالي آياتي از قرآن مجيد به سبك مساجد و مدارس قديمه شهر خودمان نوشته شده است. در اين ساختمان بزرگ كافه‌اي است به سبك كافه‌هاي شمال آفريقا مملو از آثار صنعتي شرق و مردم بر روي نيمكت‌هاي درازي كه از مخمل پوشيده شده است مي‌نشينند و جلوشان سه‌پايه‌اي است كه بر روي آن سيني‌هاي يكنواخت برنجي كه نقوش زيبايي بر آن حك شده است گذاشته‌اند. با اين ترتيب مي‌توانند قهوه، چاي، قليان‌هاي ني‌پيچ بلند و غذايي كه بخواهند بر روي آن قرار دهند. در كنار اين كافه و رستوران انستيتو اسلامي و هتل اسلامي به چشم مي‌خورد. از در ديگر اين ساختمان مي‌توان به باغ و صحن و رواق‌هاي مسجد رفت.

سبك معماري مسجد،‌مساجد آفريقايي قرون هفتم و هشتم را به ياد مي‌آورد كه آثارش از سبك معماري كليسا در آن به طور خفيفي احساس مي‌شود. تشريح اين مسائل گرچه شايد براي ما ايراني‌ها كه در دور دست هستيم جالب باشد. اما جالب‌تر و در عين حال دردناكتر از آن، مسائلي هست كه يك ايراني دور از وطن ناچار است ‌آن را با هم وطنانش بخصوص آن دسته‌اي كه با او هم افق‌اند در ميان بگذارد.

غروب روز شنبه بود كه من هوس كردم از محيط شهوت‌آلود و تحريك‌آميز و آلوده پاريس شلوغ و از ميان زنان و مرداني كه در هر رهگذر يكديگر را در آغوش گرفته‌اند و از ميان منجلاب تمدن پليد فرنگي لحظه‌اي در هواي آرام و پاك روحانيت و معنويت خانه زنگ زده و آلوده خويش را تطهير كنم.

من در جستجوي مسجد همراه با يكي از دوستان مصريم كه او هم براي اولين بار به مسجد پاريس مي‌آمد در و ديوار را ورانداز مي‌كرديم كه پليس فرانسه ايست داد. چهارتن مسلح بودند و ما دو تن يكي قرآني همراه داشت و ديگري ديكشنري دست‌ها را بالا كرديم.

اما عوض ما پليس در همان حال دست مسلح‌اش مي‌لرزيد گذرنامه‌هامان را نشان داديم وقتي مطمئن شد الجزايري نيستيم و به خصوص وقتي فهميد من ايراني از همان ايراني‌هاي صلح‌جويي هستم كه شكر خدا زور مردم آزاري ندارم رهامان كرد.

هنگام غروب در مسجد را مي‌بندند و براي گذاردن نماز مي‌بايست زنگ زد تا در را باز كنند. شب فرا رسيده بود صحن مسجد و رواق‌هاي بزرگ در سكوت پرمعنا و پرجلالي غرق بود. همان هنگام كه به قول دكتر كارل خدا فضا را پر مي‌كند و هم به قول او من خدا را مي‌بينم و خدا مرا.

در گوشه‌اي نماز را خوانديم و رفيق مصري من رفت اما من دوست داشتم مدتي در آن سكوت با خود باشم مدتي گذشت مردي وارد شد كه از چهره‌اش پيدا بود از آن مردان كميابي است كه در اندرون خودش زندگي مي‌كند. كنار ميزي كه هديه ملك فؤاد اول پادشاه مصر بود نشست‌، بي‌آنكه نمازي بگذارد يا قرآني بخواند بخود فرورفته بود.

مدتها همچنان گذشت و اين مسأله براي من هر لحظه جالب‌تر مي‌شد، به هر شكلي بود خودم را به او آوردم و او را متوجه كس ديگري جز خودش كردم.

به من نگاه كرد و سلام كردم به تصور اين كه عرب است با عربي شكسته‌اي از او پرسيدم اول غروب چرا اين‌جا خلوت است و در را مي‌بندند؟

به فرانسه جواب داد من زبان شما را نمي‌فهمم

گفتم شما اهل كجائيد؟

گفت پدرم از اهالي ويتنام است اما تقريباً خودم و تحقيقاً مادرم فرانسوي هستيم گفت شما عربيد؟

گفتم نه ايرانيم. گفت ايران همگي مسلمانند؟

گفتم آري؛ گفت پس چرا نه ملت و نه دولت ايران كمك مالي به ارتش الجزاير نمي‌كنند؟ گفتم من از سياست چيزي سرم نمي‌شود. گفت ايران به اين مسجد چرا هديه‌‌‌اي نكرده است.

گفتم اعليحضرت پادشاه ايران يك قالي ايراني نفيسي هديه كرده است.

گفت نه در كتابخانه و نه در انستيتو از ايران خبري نيست. چرا علماي ايران آثار خودشان را نفرستاده‌اند در حالي كه تعجب كردم چرا خزين?‌الجواهر و شجر?‌الانسان و كتاب در مضار ريش تراشي كه به تازگي در ايران انتشار يافته، در دسترس ايشان قرار نگرفته است، گفتم من اطلاعي ندارم شايد باشد من كتابخانه را نديده‌ام.

گفت مردم ديندار ايران چرا به انستيتو اسلامي پاريس كمكي نكرده‌اند؟ شكسته نفسي ايراني مرا واداشت كه از موقوفات وسيع ايران و از كمك‌هاي مالي متمكنين متدين ايران در برگزاري مراسم سينه‌زني و قمه‌زني و زنجير‌زني و قفل‌بندي مطلبي به زبان نياورم.

در جواب گفتم من مايلم در اين‌باره اينجا تحقيقاتي بكنم و نتيجه را به يك مؤسسه مذهبي كه در ايران داريم و من عضو آن هستم اطلاع بدهم بي‌شك مردم ايران نسبت به سهم خود دريغ نخواهند كرد.

گفت بسياري از دانشجويان ايراني در پاريس چرا مشهور به فساد اخلاقي هستند؟

گفتم اينها نماينده‌ي اجتماع ايراني نيستند اين‌ها بيشتر بچه‌هايي كه در ايران از ادامه تحصيل عاجز مانده‌اند و چون اهل درس و مطالعه نبوده‌اند در كلاس‌ها و پشت كنكورها مي‌مانده‌اند و پدرانشان با تمكن فراواني كه داشته‌‌اند آنها را ناشيانه به اين محيط روانه كرده‌اند و اينها كه به جاي قيد مذهبي يا تربيتي و يا درسي فقط پول دارند و آزادي ناچار چنين مي‌شوند وگرنه دانشجويان واقعي ايراني همواره موجب افتخار ميهن خود در اروپا بوده‌اند.

گفتم شما مسلمانيد يا براي ديدن مسجد به اينجا آمده‌ايد.

گفت من مسيحي ارتدكس بودم پدرم ابتدا بودايي بود اما به فرانسه كه آمد مذهب را رها كرد اما من بيش از دو سال است مسلمان شده‌ام. دشنام‌هاي فراوان كشيشان به محمد(ص) مرا به اسلام نزديك كرد و ترجمه‌هايي از ابن فارض ابن‌العربي موجب شد كه از راه عرفان به اسلام وارد شوم.

گفتم از شخصيت‌هاي اسلامي به كداميك بيشتر دل بسته‌ايد.

گفت ابوبكر، عمر، علي و عثمان چهار لامپي هستند كه هميشه اطاق مرا روشن دارند و نور عمر خيره‌كننده‌تر است.

گفتم اما نور علي لطيف‌تر است. چنين به نظرم مي‌رسد كه اين نور جز اطاق اندرون روح را هم روشن مي‌سازد اينطور نيست؟

گفت شما براي آن كه همين حرف را ثابت كنيد پايتان را از جمع مسلمانان كنار كشيده‌ايد اينطور نيست؟

گفتم سخن از اين درازتر است و من بسيار مشتاقم كه درباره اين گونه مسايل اگر بخواهيد با شما وقت ديگري ملاقات كنم.

اولين ملاقات من با او كه ما را به مسلماني قبول نداشت با يك دنيا سرافكندگي و شرم از ضعف و سستي و اهمال هموطنان خودم تمام شد. اكنون كه اين نامه را مي‌نويسم آرزو مي‌‌كنم علماي اسلامي ايران، مقدسين متفكرين ايراني از خود در اين مسجد يادگاري بگذارند تا هم آبروي شيعه در برابر ديگر ملل و هم حيثيت اسلام در قبال كليساهاي معظم پرشكوه اينجا حفظ يا بهتر بگويم تأمين گردد.

اين جا پاريس است شهري كه در آن كلمه اسلام ياد الجزاير و تونس و مراكش خونين و دلير را در نظر مردم فرانسه بيدار مي‌كند، همواره اين نام اينجا همراه با وحشت و عظمت و گستاخي و بي‌باكي مسلمان توأم است. نگهداري اين موقعيت را اگر مفتي بودم بر وجوب عيني فتوي مي‌دادم انتظار دارم مردم پاك دامن ايران و بخصوص پاك مردان شهرما كه خود از مراكز بزرگ اسلامي است در اين مسجد بزرگ كه بيشتر به اهميت مسلمانان آفريقا به پاي داشته شده است خودي بنمايند و لااقل با هدايايي جامعه شيعه و و ملت ايران را در اينجا جزيي از پيكره اسلام معرفي كنند آستانه مقدس و مسجد گوهرشاد شايسته است هر يك يادگاري در مسجد پاريس داشته باشند.

به ياران بزرگوار و روش فكر كانون نشر حقايق اسلامي كه در اين گونه كارها پيش قدمند پيشنهاد مي‌كنم كه با فرستادن هديه‌اي خود را با بانيان بلند همت اين مؤسسه بزرگ در قلب اروپا سهيم كنند.

مسجد و حكومت
+ نویسنده محمود حسین زاده در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387 |

س از گذشت دو دهه از انقلاب اسلامي و شكل گيري نهادهاي مختلف براي رفع نيازهاي مادي ومعنوي مردم ، چنين احساس مي شود كه پايگاه اصلي اين حركت كه مساجد مي باشد مورد غفلت و فراموشي كامل قرار گرفته است و جايگاه خود را در منظومه اداري ، مالي و حقوقي كشور پيدا نكرده است.

هرسال دولت ومجلس براي صدها پروژه اقتصادي، صنعتي،آموزشي، فرهنگي و نظامي بودجه هاي ميلياردي تصويب مي كند و در حقانيت تخصيص اعتبار براي آن ترديدي به خود راه نمي دهد ولي براي سامان بخشي به كانون اسلام و انقلاب ترديد مي كند و به دنبال مجوز ، دليل توجيه اقتصادي و فرهنگي مي گردد.

 

مسجد پيامبر(ص) باحضور اصحاب و ياران ، تبديل به مركز فرماندهي حكومت اسلامي گرديد ونهال جامعه مدني از اين بستر رويش نمود و اكنون كه چهارده قرن از آن حركت عظيم مي گذرد، همه مسلمانان رحسرت آن روزگار مي باشند و خواستار بازگشت آن مجد، عظمت و زيباييها هستند و آرزو دارند تا بارديگر مساجد، نقش اصلي خود را بازيافت كنند و اين مشعل هاي خاموش شده دگرباره روشن شوند و چراغ راه ميليون ها انسان افسرده و دل تنگ گردند. براساس پيشينة تاريخي مساجد به دوقسم تقسيم مي شوند:

مساجد سلطانيه و مساجد عامه.

 

الف - مساجد سلطانيه : مساجدي است كه كاملاَ حكومتي و دولتي است و حاكم مستقيماَ عهده دار امور اين مساجد مي باشد دراين مساجد امام از سوي حاكم تعيين مي گردد و با وجود ايشان هيچ امام ديگر حق امامت برمردم را ندارد اگرچه افضل و اعلم از امام معين شده باشند.

 

ب - مساجد عامه : مساجد عامه مساجدي است مردمي كه توسط اهل محل ، كوچه ، قبيله و بازار ساخته مي شود. دراين مسجد حكومت حق دخالت مستقيم ندارد و امام آن توسط خود مردم انتخاب مي شود و اگر اختلافي پيش آمد به آراي نمازگزاران و اهل محل و قبيله مراجعه مي شود و اگر مشكل حل نشد و به دعوا و مشاجره كشيده شد حكومت دخالت مي كند و فردي را كه ازهمه مسن تر ، متدين تر، فقيه تر و بهترين قرائت را داشته باشد انتخاب مي نمايد. اداره مساجد و نظارت بر شوون آن هميشه موردتوجه حاكمان اسلامي بوده است. چنانكه ابن خلدون مي گويد: حاكمان صدراسلام اين وظيفه را به كس ديگر محول نمي كردند و هنگامي كه د رباره مساجد عظيمه سخن به ميان مي آورد و مي گويد :

تعيين امام اين مساجد براي خطبه و نماز درانحصار حاكم بود و كليه سياست گذاري هاي ديني و شرعي چون نماز، قضا، حسبه و جهاد جزء وظايف امامت كبري كه خليفه مي باشد قرار داشت. چون نماز عمود دين است و در ميان عبادتها از جايگاه بسيار رفيعي برخوردارمي باشد، بنابراين امامت صلوه نيز بالاترين شان بايدباشد.

 

ابن اخوه حدود اختيارات و وظايف حاكم ومحتسب را درامور مساجد چنين بيان كرده است: نماز جماعت در مساجد و اقامه اذان براي نمازهاي پنجگانه از شعائر اسلام و نشانه هاي بندگي خداوند است به گونه اي كه پيامبراكرم(ص) اين اعمال را وجه امتياز بين دارالسلام و دارشرك قرار داده است.

 

در زمان ائمه معصومين (ع) صف بندي مذاهب به شكل فعلي نبود و مسلمانان با عقايد مختلفي كه داشتند درمساجد شركت مي كردند و اختلافات آن زمان به اختلافات سياسي شباهت بيشتري داشت تا اختلافات مذهبي ، برهمين اساس درمساجد تقسيم بندي مذهبي و فرقه اي رواج چنداني نداشت و همواره ائمه معصومين (ع) سفارش مي كردند كه طرفداران آنها حتماَ در مساجد شركت كنند و حتي به امامان سني مذهب اقتدا نمايند.

 

امروز اصلي ترين مشكل جمهوري اسلامي در ساماندهي به امور مساجد عبارت است از :

1- بي رونقي و يا كم رونقي مساجد

2- ضعف اقبال عمومي نسبت به مسجد

3- پايين بودن فرهنگ حضوربه گونه اي كه مردم ماهنوزآنچنان كه بايدآداب حضوردرمسجد را نمي دانند.

4- حساسيت فوق العاده نسبت به دخالت دولت و حكومت در مسجد.

5- محدود شدن نقش مسجد در نگاه و منظر آنان به گونه اي كه بعداز نماز دومين كاركرد آن را مبارزات سياسي عليه حاكمان ظالم مي دانند و غير از اين كاركرد ديگري را سراغ ندارند.

6- باور مسئولين حكومتي ، نمايندگان مجلس و... برنداشتن مسئوليت مستقيم درقبال مساجد

7- نامشخص بودن جايگاه حقوقي مسجد در نظام اداره كشور

8- اختلاف آراي شديد در نحوه اداره مساجد و نوع رابطه با حكومت

تجربه تاريخي نشان مي دهد كه اگر قرار باشد يك پديده ، تبديل به يك فرهنگ شود نياز مبرم به تلاش پيگير و يا برنامه دهها و صدها سال دارد. لذا مي توان گفت مردم ما قلبا به مسجد علاقه مند هستند و اگر ببينند فرزندشان به مسجد مي رود خشنود مي شوند ولي با همه علاقه مندي حضور جدي ندارند و علت اصلي اين است كه اولاَ براي حضور ، انگيزه جدي ندارند.

ثانياَ براي حضور در مسجد عادت نكرده اند و جزء فرهنگ و زندگي روزمره آن قرار نگرفته است. اينكه جمهوري اسلامي ايران كه با نام اسلام و اهل بيت (ع) پيروز گرديده است مردان ، زنان ، پيران و جواناني كه باتمام وجود براي پيروزي اين انقلاب به ميدان آمدند خواستار رونق نماز ، مساجد، معنويت، خداترسي و خلاصه تحقق جامعه مدني رسول ا...(ص) هستند و باحضور يكپارچه خود درآغاز انقلاب اسلامي مساجد را حيات بخشيدند.

لذا با درنظرگرفتن نتايج ذيل مي توان تغييرات قابل توجهي بوجود آورد:

- بين مردم و مسجد پيوند عقيدتي وجود دارد

- پيوند سياسي به عنوان فرهنگ ستم ستيزي با بهره وري از مسجد وجود دارد

- پيوند فرهنگي بين مردم و مسجد هنوز شكل نگرفته است.

- براي ايجاد هرتغيير پايدار و تبديل شده آن به فرهنگ ، نياز مبرم به عزمي پولادين و تلاشي مستمر، همه جانبه و همراه با برنامه را مي طلبد.

- اين تصميم و تلاش به دلايل مختلف در جمهوري اسلامي ايران تحقق پيدا نكرده است.

- لازمه اين تصميم و تلاش ، تغيير نگرش دربين مسئولان نظام ، علما و حوزه ها و مردم ، پيرامون مسجد ونحوه ارتباط آن با حكومت مي باشد.

- سازمان هاي برنامه و بودجه و اموراداري و استخدامي بايد موظف شوند تا سازمان اداري مناسب را براي مساجد طراحي كنند وجايگاه حقوقي آن را درمجموعه نظام تعريف كنند.

آدرس مطلب :   نشريه مسجد ، شمارة 81 ، شهريور 83

آثار گوناگون مسجد
+ نویسنده محمود حسین زاده در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387 |

 

آثار فردي

1. بررسي آثار عبادي مسجد

يكي از اركان اساسي اديان الهي و به ويژه اسلام، عبادت است. عبادت؛ يعني راز و نياز كردن با خداوند و نجوا گفتن با او. جوهر و جان اين نيايش، حضور قلب و توجه به خداست.[1]

براي فراهم شدن عبادتي اين چنين، به شرايط و عوامل فراواني نياز هست كه مكان عبادت، يكي از آن هاست. براي نمونه، نماز در كوچه و خيابان، حتي در صورت درست بودن، نمي تواند با حضور قلب همراه باشد. اسلام با در نظر گرفتن مكاني به نام مسجد و قرار دادن مقرراتي ويژه براي آن، در حقيقت مكان مناسبي را براي نماز و ارتباط بندگان با خداوند پيش بيني كرده است. نام مسجد، گواه درستي اين سخن است. مسجد؛ يعني جاي سجده، كرنش در پيشگاه خداوند و به ديگر سخن؛ يعني جايگاه نماز و تقرب جستن به خداوند بزرگ؛ زيرا سجده، برترين نمونه و شكل عبادت و بندگي است.

جايگاه معبد در اسلام و ديگر اديان الهي

بشر بر پاية فطرت خود، توحيد و يگانگي خداوند را درك مي كند و ذات پاك حق را از وابستگي به زمان و مكان خاص، منزه مي داند. با اين حال، گويا يك گرايش فطري ديگر نيز او را وادار مي كند تا در مكاني كه انتساب بيشتري با خداوند دارد به عبادت او بپردازد. گويا جايگاهي كه منسوب به خداست، بهتر مي تواند بشر را از امواج دغدغه ها و اضطراب ها دور و به ساحل آرامش نزديك كند.

از همين رو، تاريخ معبد و پرستش گاه، به اندازه عمر انسان قدمت دارد. باستان شناسان از معبدهايي خبر مي دهند كه از آغاز پيدايش انسان وجود داشته اند. قرآن مجيد نيز نام معروف اديان الهي را با نام پرستش گاه هاي آن ها همراه كرده است.[2] پيروان اديان گذشته وظيفه داشتند كه نماز را فقط در پرستش گاه هاي خود به جا آورند و نمازگزاران در خارج از معبد، تنها از روي ناچاري براي آنان روا بوده است.

در اسلام با آن كه بر نمازگزاران در مسجد تأكيد فراوان شده، ولي نماز در خارج از مسجد نيز صحيح است.

اين حكم الهي علاوه بر آن كه كار را براي امت پيامبر آسان كرده است، نكته اي لطيف نيز در خود پنهان دارد كه عالمان الهي آن را چنين بيان كرده اند:

در حقيقت، با آن كه همه زمين با خداوند نسبت يكساني دارد، ولي خداوند به لطف خويش با مسجد، معامله خانه را مي كند؛ يعني آن ها را محل ديدار و مجلس انس و زيارت قرار داده است. اين بدين معناست كه تعيين مجلس ديدار و حضور را به اختيار ما واگذار فرموده و اين از بزرگ ترين بزرگواري هاست.[3]

با آن كه همة گسترة خاك براي امت پيامبر همچون، مسجد است، ولي مسجد به معناي اصطلاحي آن، جايگاه و محفلي ويژه براي عبادت خالصانه به شمار مي رود. از همين رو، جنبه هاي عبادي مسجد، از ديگر جنبه هاي آن برجسته تر و پر فروغ تر مي نمايد.

قرآن و جنبه هاي عبادي مسجد

در قرآن، هر جا سخن از مسجد به ميان آمده، جنبه هاي عبادي آن به عنوان نقش اوليه و بنيادين اين جايگاه مقدس، مورد تأكيد قرار گرفته است. خداوند بزرگ مي فرمايد:

و مساجد ويژه خداست. پس هيچ كس را با خدا مخوانيد. (جن: 18)

و در آيه ديگر مي فرمايد:

پروردگارم بر دادگري فرمان داده است و اينكه در هر مسجدي روي خود را مستقيم (به سوي قبله) كنيد و در حالي كه دين خود را براي او خالص گردانيده ايد وي را بخوانيد. همان گونه كه شما را پديد آورد و به سوي او باز مي گرديد. (اعراف: 29)

اين آيه به روشني مي فهماند كه مسجد، كانون پرستش خالصانه است. خداوند بزرگ در جايي ديگر، مسجد را جايگاهي معرفي مي كند كه در آن نام خداوند فراوان برده مي شود.

و مساجد يذكر فيها اسم الله كثيرا؛ و مساجدي كه نام خدا در آن ها بسيار برده مي شود. (حج: 40)

با توجه به آيه هاي 36 و 37 سوره نور نيز مسجد، پايگاه تجمع مرداني است كه صبح و شام در آن جا به تسبيح و عبادت مشغولند و هيچ تجارت و معامله اي آنان را از ياد خداوند باز نمي دارد.

پس مسجد نخست، كانون عبادت و نماز و راز و نياز مؤمنان با خداست. از همين رو، قرآن كريم كساني كه مردم را از ياد كردن خدا در مسجد باز مي دارند، از ستم پيشه ترين انسان ها به شمار مي رود.[4]

جنبه هاي عبادي مسجد در گفتار معصومان _ عليهم السلام _

پيشوايان معصوم نيز به پيروي از قرآن، بر جنبه هاي عبادي مسجد بسيار تاكيد كرده اند. نيم نگاهي به آداب و احكام مسجد، اين نكته را روشن مي كند. بيشتر اين احكام نشان مي دهد كه اسلام در پي آن است كه مسجد جايگاهي مناسب براي ياد كردن پروردگار باشد و مؤمنان بتوانند در آن جا با حضور قلب، خدا را پرستش كنند. به اين منظور، در احكام اسلامي، انجام دادن هر كاري كه ممكن است مسجد را از ايفاي چنين نقشي باز دارد، نامطلوب شمرده شده است.

آراستن مسجد با طلا، نقاشي كردن مسجد، خريد و فروش، قضاوت كردن و اجراي حدود در مسجد، ورود ديوانگان و خردسالان به مسجد، هم چنين انجام كارهايي چون بلند كردن صدا و بيان سخنان بيهوده و اعلام اشياي گم شده و كارهايي از اين دست در مسجد، هر كدام مي تواند انسان را از توجه به نماز و عبادت باز دارد.

تاكيد بر حضور در مسجد، با حالت طهارت و پاكيزگي، ترغيب نمازگزاران نسبت به آراستن خود و استفاده از عطر و بوي خوش و زدودن بوي بد از دهان و بدن به هنگام حضور در مسجد نيز به همين سبب است. گاه ديده مي شود كه بوي ناخوشايند بدن كسي در مسجد، فضا را براي جمعي از نمازگزاران غير قابل تحمل مي كند و آنان را از عبادت باز مي دارد. سخن گفتن درباره امور دنيوي نيز با محيطي كه براي عبادت و ياد خداوند بنا شده، تناسبي ندارد و زمينه را براي تشويش انديشه هاي نمازگزاران فراهم مي كند.

بر اين اساس، انجام دادن دو دسته از كارها در مسجد روا نيست: دسته اول اموري است كه انجام آن در مسجد، با شأن و منزلت خانه خدا سازگاري ندارد. دسته دوم كارهايي است كه به جنبه عبادي مسجد آسيب مي رساند. بر اين مسئله بسيار تاكيد كرده اند و در اين باره چنين گفته اند:

اگر مسجد را براي روضه خواني چادر بزنند و فرش كنند و سياهي بكوبند و اسباب چاي در آن ببرند، در صورتي كه اين كارها به مسجد ضرر نرساند و مانع نماز خواندن نشود، اشكال ندارد.[5]

امور فرهنگي و آموزشي در مسجد، فعاليت هاي اجتماعي _ سياسي و بخشي از امور نظامي كه انجام آن در مسجد رواست، با آن كه هر يك فضيلت ويژه اي دارد، ولي نبايد به جنبه عبادي مسجد و پرستش گاه بودن آن خدشه وارد كند و نمازگزاران را از نماز خواندن در مسجد باز دارد.

جالب است بدانيم فقيهاني همچون امام خميني (ره) كه همواره بر جنبه هاي اجتماعي _ سياسي و انقلابي مسجد تاكيد مي كنند، انجام هر عملي را كه مانع عبادت مؤمنان در مسجد باشد، روا نمي دانند. در فتواهاي گوناگوني از امام خميني بر لزوم پرهيز از عمليات ورزشي و حتي آموزش نظامي در مسجد، با همه اهميتي كه دارد، تاكيد شده است.[6]

2. بررسي آثار تربيتي مسجد

يكي ديگر از آثار فردي مسجد، آثار تربيتي آن است. مسجد علاوه بر آثار عبادي با گستره فعاليت ها و مفاهيم حاشيه اي، در امور تربيتي نيز نقش مهمي ايفا مي كند. آثار تربيتي مسجد را در سه بخش بررسي مي كنيم:

تربيت ديني

تربيت، در لغت به معناي رشد و پاكيزه كردن است. در اصطلاح، تربيت عبارت است از تبديل كردن قوه ها به فعليت و استخراج نيروها و استعدادهاي دروني انسان كه سبب شكوفايي و پرورده ساختن است.[7]

تربيت ديني، تربيت بر اساس آموزه هاي ديني است كه به دين داري پايان مي پذيرد و شكوفايي ديني را دربر دارد.

«هدف از تربيت ديني، ايجاد تقويت و پرورش روح تقوا و هدايت پذيري است؛ زيرا نجات، در گرو ايمان و تقواي مستمر و رسيدن به مقام رضا مي باشد».[8]

در دنيايي كه هدف و فلسفه زندگي، گم شده و پذيرش حيات پوچ و بيهوده، زمينه ساز پي آمدهاي نامطلوبي است كه به صورت هاي گوناگون در زمينه هاي فردي و اجتماعي بروز مي كند، تنها دين و تربيت ديني است كه عامل هدايت انسان در مسير زندگي مي شود.

در اين ميان مسجد با احياي تربيت ديني، انسان را به خويشتن باز مي گرداند و با زدودن غبارهاي خود فراموشي از فطرت، انسان را به سوي هويت ديني راهنمايي مي كند. مسجد از راه هاي گوناگون بر تربيت ديني اثر مي گذارد.

ايجاد شناخت

تربيت، بدون ايجاد شناخت و آگاهي امكان پذير نيست. بنابراين، تربيت ديني به اطلاع رساني و انتقال مفاهيم نياز دارد تا در سايه آن وظيفه هاي ديني شكل يابد. برگزاري جلسه هاي سخنراني ديني در مسجدها، مناسبت هاي گوناگون و بيان احكام، تلاش ارزشمندي در اين مسير است. در اين سخنراني ها شناخت و آگاهي ديني افراد افزايش مي يابد و با تبيين جامعيت ديني و ارزش هاي اسلامي، يكي از مهم ترين جنبه هاي تربيت ديني شكل مي گيرد و در نهايت، ارزش ها و آرمان هاي ديني تقويت مي شود.

تربيت عملي

تربيت تنها به ايجاد و انتقال آگاهي ها مربوط نيست، بلكه تربيت عملي نيز بسيار مؤثر است. برگزاري نماز جماعت، جلسه هاي دعا و نيايش، اعتكاف و مراسم هاي ديني در مناسبت هاي مذهبي از اين قبيل است.

تربيت الگويي

تربيت الگويي، يكي ازبهترين شيوه هاي تربيتي است. مسجد در اين مورد نيز مؤثر است. امام جماعت و افراد نمازگزار در مسجد، مسلمانان برتري هستند كه بيشتر از ديگران به احكام ديني پاي بندند.[1] . نك: امام خميني، چهل حديث، ح 27، عبادت و حضور قلب.

[2] . حج: 39.

[3] . سيداحمد فهري، پرواز در ملكوت، صص 238- 239.

[4] . بقره: 114.

[5] . حضرت امام خميني، رساله توضيح المسائل، مسئله 907.

[6] . نك: رحيم نوبهار، سيماي مسجد، ج 2، ص 10.

[7] . مجيد رشيدي پور، آشنايي با تعليم و تربيت اسلامي، ص 8 تا 12.

[8] . محمدمهدي پورعلي فرد، نكته هايي درباره روش تربيت ديني نسل جوان و نوجوان، ج، انتشارات شاكر، ص 19.

آثار فرهنگي، اجتماعي و تربيتي نماز جماعت
+ نویسنده محمود حسین زاده در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387 |

 آثار فرهنگي، اجتماعي و تربيتي نماز جماعت؟

 اجتماعي؟

 «أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي»1

براستي چرا نماز از ميان اعمال و عبادات دين به عنوان ياد خداوند و عمود دين معرفي و توصيه شده است و اندازه ثواب اين فريضه بهنگام برپايي با جماعت خارج از تصور انسان است.

حضرت پيامبر(ص) فرمودند: «اگر تعداد نمازگزاران صفوف جماعت از 10 نفر فراتر رود، پاداش هر ركعت آن، آنقدر زياد مي‏گردد كه حتي اگر تمام آسمانها كاغذ شود و تمام درياها مركّب، و همه درختان قلم گردند و همه فرشتگان مأمور نوشتن آن، نمي‏توان پاداش آن را ثبت نمود و پاداش آن فقط در خور محاسبه ذات بيكران الهي است.»2

در حديثي ديگر حضرت فرمودند: «هر كس مقيّد به حضور در نماز جماعت تحت هر شرايطي باشد از پل صراط همچون برق عبور مي‏كند و به بهشت نائل مي‏گردد.»3

مقاله حاضر به بررسي مختصري در مورد آثار فرهنگي، اجتماعي و تربيتي نماز جماعت مي‏پردازد.

لكن در اين ميان نبايد از مكان نماز جماعت (مسجد) غفلت كرد.

واژه «صلاة» در لغت به معناي دعاست از آنجا كه نماز شامل دعا نيز مي‏باشد اين واژه از معني لغوي خود به اعمالي كه نماز خوانده مي‏شود، نامگذاري شد. بنابراين انسان نمازگزار روزانه 3 يا 5 نوبت به درگاه خالق خود دعا مي‏كند. به اين معنا كه خدا را به ياري خود مي‏طلبد و از او انتظار اميد به زندگي شايسته را دارد.

اين نوع ارتباط معنوي به اعتقاد روانشناسان به (دروني شدن) منجر مي‏شود. كه در اين صورت انسان موحّد كسي را جز خداي سبحان اميد و پشتوانه خود نمي‏داند و اين احساس مايه انگيزش او در تمام عرصه‏ها خواهد بود. با توجه به اينكه خالق هستي (رب العالمين) است و تمامي فرهنگ از جانب او به بشر رسيده است، شيوه دعا كردن را به بنده خود آموزش داده كه چگونه با خداي خود سخن بگويد و چه چيزي را از او مسئلت نمايد. آنچه در منابع روايي به عنوان عمود دين از نماز ياد شده، در واقع مي‏توان گفت، به منزله شاهرگ حيات طيّبه است كه بنده نمازگزار به دست خود مقدمات آن را فراهم كرده و بنايي محكم و رو به آسمان، به طرف بالا پيش مي‏برد. تا در هنگام نياز، بر آن تكيه زده و كمر راست كند.

پس بنابراين، اين ستون هرچه بيشتر و محكمتر بنا شود بهره‏وري آن نيز افزون خواهد بود.

حال كه دانستيم نماز دعا و نيايش به سوي معبود و ستون دين است، سزاوار است كه اين ستون در مكان‏هاي مقدس مسجد توسط افراد صالح و پرهيزگار برپا شده و حفظ و حراست گردد.

با مرور آيات و روايات در مورد نماز به اين نكته مهم پي‏مي‏بريم كه نماز سررشته ارتباط بنده با خالق بوده و جذابيت اين رشته بسان آهن‏ربا نمازگزاران متعهد را در اوقات معين روزانه سه يا پنج بار به سوي مكانهاي برگزاري نماز جماعت به قصد احياء ستونهاي جديد و بسيار مي‏كشاند.

قطع نظر از احياء ستونهاي جديد و افزون، استحكام بناي عظيم دين و آئين نيز افزون گرديده و ساليان دراز نسلهاي آينده در زير سايه آرامش بخش آن به حيات طيّبه خود ادامه خواهند داد. در اين رابطه قرآن كريم مي‏فرمايد:

«إِنَّمَا يَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللّهِ مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَأَقَامَ الصَّلاَةَ وَآتَي الزَّكَاةَ وَلَمْ يَخْشَ إِلاَّ اللّهَ فَعَسَي أُوْلَـئِكَ أَن يَكُونُواْ مِنَ الْمُهْتَدِينَ».4

واژه «انّما» كه در عربي به معناي حصر است، تعمير مساجد منحصر به افراد نمازگزار شده مي‏فرمايد: «منحصرا تعمير مساجد خدا به دست كساني است كه به خدا و روز قيامت ايمان آورده و نماز (پنجگانه) بپا دارند و زكاة مال خود بدهند و از غير خدا نترسند آنها اميدوار باشند كه از هدايت يافتگان راه خدا هستند.»

علي عليه السّلام :

ذِكرُ الله سَجيَّةُ كلِّ محسِنٍ، و شيمةُ كلّ مؤمن (غرر الحكم، ج1، ص364، ح15)

به ياد خدا بودن روش هر نيكوكار و شيوه هر مؤمن است.

آثار فرهنگي در نماز جماعت چگونه تحصيل مي‏شود؟

همانطور كه مسجد در صدر اسلام محل پذيرش افراد مختلف و محل اجتماعات سياسي، فرهنگي، اجتماعي بود، امروز نيز پذيراي مربيان و متربيان جهت تعليم و تربيت و مكان اوج سالكان راستين است.

در اينجا ذكر اين نكته لازم است و آن اينكه حضور فيزيكي امام جماعت عملاً در ميان همه اقشار مختلف مردم مسلمان و نمازگزار يا ممكن نيست و يا به صورت ملاقات با بخش كوچكي از مردم امكان‏پذير است. اما به بركت حضور در نماز جماعت ارتباط معنوي و صميمانه مردم با امام جماعت ميسّر مي‏گردد و مردم به عنوان پيام رسانان دين از وجود ائمه جماعات بهره‏مند مي‏گردند. و متقابلاً آنها نيز درصدد بالابردن سطح فرهنگ و آگاهي اسلامي مردم نمازگزار تلاش مي‏كنند. و به ياري يكديگر يك فضاي سالم و پاكيزه براي رشد اركان اسلامي و ارزشي مهيّا مي‏نمايند.

همانطور كه مي‏دانيم تربيت، اركان حيات اجتماعي انسان است، و لذا توجه به ابعاد مختلف تربيتي، توجه به شخصيت والاي انسان است. در اصول تربيتي، محيط زيست يكي از عوامل تأثيرگذار بوده و مي‏تواند كفه ترازوي تربيت را به نفع خود سنگين نمايد. بنابراين مساجد و مكانهاي برگزاري نماز جماعت به عنوان يكي از محورهاي تربيتي قابل توجه مي‏باشد.

به هنگام اوقات نماز يوميه، با نداي مؤذن بندگان صالح، وقت‏شناس و وظيفه شناس به سوي ميعادگاه روانه مي‏شوند حضور به موقع و منظّم نمازگزاران اثر تربيتي مطلوب در ارج نهادن به نداي «حيّ علي خير العمل» دارد و نشانگر نياز انسانها به اعمال نيك مي‏باشد كه در سايه انجام عمل خير به آرامش دروني مي‏رسند و با عطر معنويت كه از وجود افراد صالح و متقي تراوش مي‏كند، روح خود را نيز معطر مي‏نمايد.

انجام اعمال عبادي نماز جماعت به صورت يك دست و منظم، بيانگر اين حقيقت است كه اگر افراد مسلمان اراده بكنند مي‏توانند در تمام امور زندگي نظم و انضباط داشته و با بهره گرفتن از قابليت‏هاي نهان و آشكار خود، حلاّل مشكلات خود و ديگران باشند.

به عبارت ديگر هم اكنون كه جماعت مؤمن نمازگزار اراده كرده و به دلخواه و به صورت اختياري همه با هم، در كنار هم براي احياء شعائر اسلامي قدم پيش گذاشته و مصمم به انجام آن هستند، به همان نسبت خواهند توانست در ساير امور ديني پيش گام بوده و با بهره‏گيري از نيروي ايمان و استعدادهاي موجود، قلّه‏هاي كمال را تسخير كنند. و هرگاه اين رفتارها به صورت مدام و مستمر صورت بگيرد (حضور در جماعت) از خلاقيتها و صفات خدا پسندانه افراد صالح بهره برده و متأثر شده، در نتيجه به اصلاح و خودسازي پرداخته و اين شكوفايي را به جامعه نيز سرايت خواهند داد. در علم روانشناسي اين مرحله از رفتار به رمز خويشتن يابي معروف است، مساجد و ساير مكانهاي نماز جماعت علاوه بر محل نيايش بودن، منابع اشاعه فرهنگ اسلامي و محل به نمايش گذاشتن قدرت و اقتدار امت اسلامي نيز مي‏باشد. و روزانه سه يا 5 بار افراد مؤمن در خدمت خالق خود بوده و براي جان نثاري و اطاعت از ساير اوامر مولا اعلان آمادگي مي‏كند و نفس اين عمل هشداري است براي دشمنان اسلام، و گام نخستين براي حركت احياء عدالت اجتماعي و ظلم ستيزي.

علاوه بر مطالب ذكر شده اجتماع مسلمين در نماز جماعت بسان دژ محكم و سنگر مقاومت و مقرّ فرماندهي و محل تصميم گيريهاي مهم سياسي، فرهنگي و اجتماعي مي‏باشد. و در برابر توطئه‏گران و بدخواهان دين، اعلام موضع كرده و آرامش نسبي آنها را به هم مي‏ريزد.

امام راحل(ره) در اين رابطه فرمودند: «شما ملت براي اسلام قيام كرديد و براي اسلام اين همه زحمت كشيديد و داريد مي‏كشيد. مراكزي كه مراكز بسط حقيقت اسلام است،... فقه اسلام است و آن مساجد است، اينها را خالي نگذاريد اين يك توطئه است كه مي‏خواهند مسجدها را كم كم خالي كنند. مساجد بايد مركز تربيت صحيح باشد...»5

اكنون كه سخن از مسجد به ميان آمده اشاره‏اي هم به محراب مسجد داشته باشيم. همانطور كه در مقرّ فرماندهي، فرمانده ارشد در مكان مخصوص قرار مي‏گيرد و خط و رمز را مشخص مي‏نمايد و ديگران از او پيروي مي‏كنند، در مسجد نيز محراب مسجد از يك چنين جايگاهي برخوردار است و امام جماعت به عنوان مربّي و رهبر در محل محراب به انجام اعمال عبادي نماز مشغول شده وساير نمازگزاران از وي پيروي كرده و دنباله رو وي مي‏باشند.

محراب مسجد همانطور كه از نامش پيداست محل جنگ با شيطان است. در اينجا لازم است به نكته‏اي ظريف اشاره كنيم و آن اينكه از نظر روانشناسي ممارست دائمي انسان با هر چيزي اثر پذيري را به دنبال خواهد داشت و انسان را قرين خود خواهد كرد.

بنابراين مشاهده روزانه (محراب عبادت) با توجه به فلسفه وجودي محراب، به تدريج توجه افراد نمازگزار را از دشمن درون به دشمن بيروني معطوف خواهد كرد.

به عبارت ديگر اكنون كه شيطان دروني به چشم مشاهده نمي‏شود شيطان بيرون كه همانا دشمنان دين اسلام هستند مظهر شيطانند. و قابل موضع‏گيري، پس اولين گام، مبارزه با شيطان و ظلم ستيزي در نماز جماعت برداشته خواهد شد.

هرگاه اين احساس و طرز تفكر در جمع نمازگزاران به وجود بيايد، بدون آنكه در اين باره با يكديگر به گفتگو بپردازند همگان نسبت به دشمن خويش اظهار تنفّر مي‏كنند و مانند هيزمي هستند كه مهيّاي روشن كردن است و اين احساس زماني به اوج مي‏رسد كه خطيب علي عليه السّلام :

ذِكرُ الله دَواءُ اعلالِ النّفوس (غرر الحكم، ج1، ص363، ح11)

ياد خدا دواي بيماريهاي نفوس است.

جمعه يا جماعت، طي خطابه‏اي مردم را نسبت به دشمنان دين آگاه كرده و يا در آنها

انگيزه‏هاي نفرت را بيدار كند. و لذا ديده مي‏شود غالب تظاهرات و اظهار تنفّر، نسبت به دشمنان و توطئه گران بعد از نمازهاي جماعت و جمعه صورت مي‏گيرد.

در تاريخ فلسطين آمده است كه غالب راهپيمايي‏هاي مردمي به رهبري روحانيت بعد از نمازهاي جماعت شكل مي‏گرفت و همراه با پيروزي بود.»

روانشناسان معقتدند هرگاه افرادي عصباني باشند و در عين عصبانيت اگر با اسباب و ابزاري كه از عوامل تحريك كننده است روبرو شوند عصبانيت آنها شدت خواهد يافت. پس بنابراين نظريه حضور نمازگزاران متنفر از شيطان و مظاهر شيطاني در كنار محراب عبادت، انگيزه ظلم ستيزي را تقويت مي‏كند و فرهنگ ظلم ستيزي به دست فراموشي سپرده نمي‏شود. و بلكه همواره افراد مسلمان در حال آماده باش روحي وفيزيكي قرار مي‏گيرند و از دشمن خود غافل نمي‏باشند. چنانچه در شكل‏گيري و تداوم انقلاب اسلامي ما اين تفكر و احساس نقش كليدي به همراه داشت.

در واقعه كربلا روز عاشورا امام حسين(ع) و انصار باوفايش بعد از انجام نماز ظهر، لباس شجاعت و شهامت بر تن كرده و بر عليه ظلم بني‏اميه وارد ميدان نبرد شدند و دليرانه در ركاب امام، جام شهادت را نوشيدند.

سربازان دلير ايران زمين نيز غالبا بعد از نماز جمعه و جماعت عازم جبهه‏هاي نبرد مي‏شدند. و طبق آنچه كه راويان جنگ نقل مي‏كردند، حمله‏هاي بسياري، بعد از نماز صورت مي‏گرفت.

فرهنگ همكاري و تعاون

همكاري و تعاون كه از عوامل وحدت آفرين و استحكامبخش جامعه هستند غالبا در نماز جماعت بيش از ساير اجتماعات به چشم مي‏خورد. مراعات حقوق ديگران و ياري آنها، رسيدگي به مشكلات برادران ديني در نماز جماعت مطرح شده و به همت مردم كارهاي مفيد و مهم صورت مي‏گيرد.

به عنوان مثال در اجتماع جمعه و جماعت از مردم خواسته مي‏شود كه براي رفع خشك سالي در نماز استسقاء حاضر بشوند. و مردم با انگيزه «تعاونوا علي البرّ» سه روز به خاطر همنوعان خود روزه گرفته و نماز مي‏خوانند. اينگونه اعمال نه تنها مشكلات مؤمنين را از سر راه برمي‏دارد، بلكه از عوامل پيوند اجتماع و مردم نيز هست، افراد نمازگزار با حضور خود در صفوف نماز به «اعتصموا بحبل الله» جامه عمل مي‏پوشانند.

امام صادق(ع) مي‏فرمايند: «به هم بپيونديد و با هم نيكي كنيد و به هم مهرباني كنيد و برادران خوشرفتاري باشيد، چنانكه خداي عزّوجل به شما فرموده»6 از فرمايشات امام استفاده مي‏شود كه تعاون و نيكي مهرباني به همراه داشته و موجب جلب ساير مؤمنين به جمع نمازگزاران مي‏گردد. امروز در جوامع غير مسلمان عامل اصلي از هم گسيختگي ملتها و دولتها عدم وجود عاطفه و تعاون و دلسوزيست.

رسول مكرّم اسلام مي‏فرمايند: «مَنْ اَصْبَحَ لا يَهتمّ بامورِ المسلمين فليسَ بِمُسلم؛7 هر كس صبح كند و اهتمامي به كار مسلمانان ندارد، پس مسلمان نيست.» هرگاه مؤمنين در سه وعده حضور به امور برادران خود همت بگمارند ديگر تنش رواني در جامعه وجود نخواهد داشت. خداوند سبحان دعايي را قرين اجابت كرده كه در جمع مسلمين دعا شده باشد كه نوعي تعاون به شمار مي‏رود.

فرهنگ ايثار و انفاق

از ديگر بركات نماز جماعت اشاعه فرهنگ ايثار و انفاق است، كه گاهي در حدّ اعلا و ممتاز مشاهده مي‏شود.

جمع نمازگزاراني كه در حال نماز از خداي مهربان هدايت و نعمت را مسئلت مي‏نمايند «صراط الذين انعمت عليهم...» به تبع اين درخواست خود نيز گامي در جهت نعمت بودن براي ساير برادران خود برمي‏دارد. اعلام نياز بعد از نم از و به دنبال آن اقدام عمل افراد، از شاخصه‏هاي فرهنگ جمع نمازگزار است زماني كه آيات «اهدنا الصراط» خوانده مي‏شود همگان هدايت را براي همنوعان خود مي‏خواهند، در واقع با دعاي خود به ديگران احسان مي‏كنند. در برخي از آيات نماز و انفاق قرين هم آمده‏اند:

«وَالَّذِينَ صَبَرُواْ ابْتِغَاء وَجْهِ رَبِّهِمْ وَأَقَامُواْ الصَّلاَةَ وَأَنفَقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ»8

و هم در طلب رضاي خدا راه صبر پيش مي‏گيرند و نماز بپا مي‏دارند و از آنچه نصيبشان كرديم پنهان و آشكار انفاق مي‏كنند» «الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ * أُوْلَـئِكَ هُمُ الْمُوءْمِنُونَ حَقًّا لَّهُمْ دَرَجَاتٌ عِندَ رَبِّهِمْ وَمَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ»9 و نماز را با حضور قلب بپا مي‏دارند و از هرچه روزي آنها كرديم (علم و جاه و مال) انفاق مي‏كنند. آنها براستي و حقيقت اهل ايمانند و نزد خدا مراتب بلند و آمرزش و روزي نيكو (علم و ادب) مخصوص آنهاست.

بطور طبيعي اطلاع رساني در مورد نياز و مشكلات مردم محروم در حالت عادي امكان‏پذير نيست و در صورت اقدام به اطلاع رساني تنها بخش كوچكي از جامعه مطلع مي‏شوند. اما حضور در جماعت اين كار را سهل و ساده و به صورت مطلوب امكان‏پذير مي‏نمايد. و اقشار مختلف مردم از هر گوشه و كنار شهر در اسرع وقت به نداي هل من ناصر برادران محروم خود لبيك مي‏گويند و اين رفتار و اعمال انساني احساس عاطفي را رشد مي‏دهد.

آثار اجتماعي ـ تعهد

ميان اديان و مكاتب، اسلام بيشترين توجه را براي مراعات و حقوق انسانها قائل شده و به عنوان حق الناس در جايگاه عدالت اجتماعي آن را مطرح كرده است. هنگام برپايي نماز جماعت مؤمنين ملزم به مراعات آداب و احكام علي عليه السّلام :

ذِكرُ اللّه يُنيرُ البَصائر، و يونِسُ الضّمائر (غرر الحكم، ج1، ص363، ح9)

ياد خدا بينش‏ها را روشن و باطنها را مونس است.

نماز از جمله غصبي نبودن مكان نماز هستند، به اين معنا كه هرگاه مؤمن سجاده خود را قبل از سايرين در محل نماز گسترده باشد ديگران حق ندارند آن را برداشته و خود در آن محل به نماز بايستند. همين تعهد در وجود جمع نمازگزار ملكه شده و در ساير امور آنها نيز سرايت داده مي‏شود و ناخودآگاه تبديل به يك رفتار اجتماعي مي‏گردد.

تعهّد به حضور مستمرّ و منظم در نماز

جماعت نيز تمريني است براي ساير تعهدات ملي و مذهبي، به بركت اين اخلاق پسنديده محيط كاري و زندگي از يك امنيت و آرامش مطلوب برخوردار مي‏شود و از سوي ديگر به تنش زدايي كمك چشم‏گيري مي‏كند. احساس مسئوليت قطعا انسان را به تعهد وادار مي‏كند و سبب حل بسياري از مشكلات اجتماعي مي‏گردد. به عنوان مثال در محيط كاري پاسخ به موقع به نياز ارباب رجوع، احساس عاطفي و صميمي آنها را به دنبال خواهد داشت، كه هرگاه اين نوع برخورد در همه محيط‏هاي كاري و زندگي اجرا شود، جامعه از يك امنيت نسبي برخوردار خواهد شد و اعتماد همگان را جلب خواهد كرد و مشاركت و همكاري را نيز به دنبال خواهد داشت.

همدردي و...

با تجديد حضور در نماز جماعت پيوند عاطفي و معنوي نيز تجديد مي‏گردد. حضور معنوي كه عامل گسترش مشتركات معنوي مي‏باشد، جمع نمازگزار را به همسويي و همفكري فرا مي‏خواند و اين احساس در آنها به وجود مي‏آيد كه بني‏آدم اعضاي يكديگرند و بنابراين نبايد از درد و رنج هموطنان خود غافل بشوند. و همين احساس از قوه به فعل تبديل شده و افراد مؤمن را به سراغ دردمندان مي‏فرستد و با حضور فيزيكي و معنوي باعث تسكين آلام آنها مي‏گردد.

در جبهه عمل نيز اين رفتار به ساير مؤمنين انتقال داده مي‏شود و عزم همگان براي رفع گرفتاريها و احياء آرامش رواني در جامعه فراهم مي‏گردد. همدردي و همدلي با مؤمنين در مكتب انسان ساز اسلام سرآغاز خردمندي است، بعد از ايمان به خدا، و در منابع روائي بدان توصيه شده است.

يكي از علل شاد كردن قلب مؤمن كه در روايات به آن توجّه شده است اين است كه فرد مسلمان با انگيزه شاد كردن دل مسلماني، با حضور سبز خود بار سنگين درد و رنج را از دوش برادر خود برگرفته و خود را با او شريك مي‏داند و عامل اميدواري براي آنهاست و از سوي ديگر احساس همبستگي، مودّت، همكاري بين اقشار مردم مسلمان زنده و با طراوت پابرجا مي‏ماند و آثار مطلوب آن در پرورش و تربيت نسل آينده متجلّي مي‏گردد.

بي‏شك شكوه و عظمت همدردي در نمازهاي جماعت بيش از ساير اجتماعات خواهد بود و به علت حضور مستمر مردم بدين سان پايه‏هاي بهداشت رواني در جامعه متزلزل نخواهد شد و جامعه از ابتلا به بيماري دردناك (بي‏تفاوتي) نجات پيدا خواهد كرد. به قول روانشناسان در اثر ممارست فكري و عمل مردم در سه وعده نماز جماعت به دروني شدن اين افكار و رفتار منجر خواهد شد. و يك زندگي ايده آل را براي نسل امروز و آينده تدارك خواهد ديد. احساس همدردي و همفكري زماني پديدار مي‏گردد كه برادري از درد و رنج برادرش مطلع شود و آن را درك كند.

اين احساس در اجتماع جماعت نمازگزار به راحتي قابل رؤيت و لمس مي‏باشد. كه مؤمنان در كنار هم قرار گرفته ضمن عبادت از حال يكديگر نيز باخبر مي‏شوند و با هم تشريك مساعي مي‏نمايند و در صورت عدم حضور دوستي، سراغ او را مي‏گيرند. و چه بسا در پي او به تكلّف نيز مي‏افتند. اسلام همدردي با ساير بندگان را امري ضروري تلقي مي‏كند و آن را عامل ثبات و آرامش جامعه مي‏داند. زماني كه سپاه معاويه به يكي از شهرهاي بلاد اسلامي حمله مي‏كردند و خلخال از پاي زن يهودي درآوردند، مولاي متقيان فرمودند: اگر مسلماني از اين غصه بميرد جاي سرزنش نيست. همدردي و همدلي در پايداري ارزش‏هاي اسلامي نقش خوبي را ايفا مي‏كنند و يك حالت عرفان در دلها به وجود مي‏آورد كه همگان را به سوي معنويت سوق مي‏دهد.

الكسيس كارل مي‏گويد: «احساس عرفاني جنبش است كه از اعماق فطرت ما سرچشمه گرفته است و يك غريزه اصلي است، انسان همانطور كه به آب نياز دارد، به خدا [ومعنويّت [نيز محتاج است، اما آنچه كه اين احساس را پديد آورده يا بيزار كرده نقش اساسي را دارد.»10

امام صادق(ع) فرمودند: مؤمن برادر مؤمن است، چشم و راهنماي اوست به او خيانت نكند و به او ستم نكند و او را گول نزند و با او وعده خلاف نكند.11

در موردي ديگر امام چنين مي‏فرمايد: «مؤمن برادر مؤمن است چون يك تنند و اگر يكي را دردي رسد، در ديگر پاره‏هاي تن دريافت مي‏شود، و روحشان از يك روح است و براستي روح مؤمن به روح خدا پيوسته‏تر است از پيوستن پرتو آفتاب بدان.»12

با توجه به توصيه‏هاي امام بر همه مؤمنان لازم است كه در هر حال از احوال يكديگر باخبر بشوند و تا عضوي از اعضاء پيكر اسلامي آرام نگيرد آنها نيز آرامش نداشته باشند.

دوستي‏ها

از آنجا كه انسان موجود اجتماعي است در روابط اجتماعي ناگزير از انتخاب دوست مي‏باشد. مي‏توان گفت يكي از اركان (وحدت) معاشرتها و دوستي‏هاي صحيح و سالم در مكان‏هاي نمازجمعه و جماعت است كه در اثر آشنايي و ديدارهاي روزانه به شكل احسن انتخاب دوست ميسّر مي‏باشد. و حتي ادامه دوستي اين گونه افراد مي‏تواند در روز قيامت هم به صورت شفاعت چهره بنماياند. «اين گروه مي‏توانند در چارچوب اذن الهي درباره افراد خاصي كه روابط معنوي آنان با خدا برقرار بوده و پيوند روحي آنها با شفيعان الهي نگسسته باشد، درخواست آمرزش گناه وطلب مغفرت بنمايند. لازم به ذكر است شفاعت مخصوص افرادي است كه خداپسندانه وارد صحنه قيامت گردند و از گناهاني كه سلب شايستگي شفاعت را مي‏كنند برحذر باشند.»13

دوستاني كه در نماز جماعت انتخاب مي‏شوند براساس تولي و تبرّي است و از اعتياد و قاچاق و... سر درنمي‏آورد، دوستاني كه با معيارهاي ديني برگزيده شده‏اند همواره موجب زينت و سرافرازي انسان بوده‏اند نمونه‏هاي بارز اين گونه دوستي‏ها را در دفاع مقدس به وضوح مشاهده كرده‏ايم كه چگونه تا پاي جان دوستان زخمي خود را از صحنه نبرد خارج مي‏كردند. و نكته مقابل اين نوع دوستي، دوستي افراد غير صالح و غير منفي است كه غالبا به هنگام گرفتاري نه تنها از دوست خود حمايت نمي‏كنند، بلكه او را لو مي‏دهند و يا تنها رها مي‏كنند!

قرآن مي‏فرمايد: «وَيَوْمَ يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلَي يَدَيْهِ يَقُولُ يَا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِيلا

14 يَا وَيْلَتَي لَيْتَنِي لَمْ أَتَّخِذْ فُلانًا خَلِيلا * لَقَدْ أَضَلَّنِي عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جَاءنِي وَكَانَ الشَّيْطَانُ لِلإِنسَانِ خَذُولا»15

به خاطر بياور روزي كه ظالم دست خويش را از شدت حسرت به دندان مي‏گزد و مي‏گويد: اي كاش من با رسول حق راه دوستي و اطاعت پيش مي‏گرفتم. اي واي بر من كاش فلان را دوست خود انتخاب نكرده بودم او مرا از ياد حق گمراه ساخت، بعد از آنكه آگاهي به سراغ من آمده بود و شيطان هميشه مخذول كننده انسان بوده است. بنابر فرموده مفسران، اين كار شايد به خاطر اين باشد كه اين گونه اشخاص هنگامي كه به گذشته خويش مي‏نگرند خود را مقصّر مي‏دانند و تصميم بر انتقام از خويشتن مي‏گيرند و لذا پشت دست خود را گاز مي‏گيرند.

حضرت علي(ع) مي‏فرمايند: «همنشيني با دوست عاقل روح را زنده مي‏كند».16

و نيز مي‏فرمايند: «با دانشمندان و حكما مجالست و همنشيني كردن عقل‏ها را زندگي مي‏بخشد و نفوس را از بيماريهاي اخلاقي شفا مي‏بخشد.»17

در منابع روايي آمده است كه انسان با هر چيزي كه مونس شده و آن را دوست داشته باشد روز قيامت با همان محشور مي‏شود.

نقش تربيتي

تربيت زمينه ساز شكوفايي و تقويت رفتارها و اخلاق و آداب صحيح براي زندگي بهتر است .

ساليان متمادي علماي تربيتي با تلاش خود سعي در پيدا كردن راه‏حلهاي مناسب براي تربيت بوده‏اند، اما علي رغم زحمات انجام شده هنوز هم بشر نتوانسته است به يك تربيت ايده‏آل دست يابد، يك فرد مسلمان براي تربيت به ابزار و لوازمي نياز دارد كه خمير مايه آن از منابع اسلامي دريافت مي‏شود مگر نه اين است كه ما معتقديم اصول اوليه تربيت توسط انبياء الهي به دست بشر رسيده است بنابراين قبل از آنكه سراغ كتب و علوم جامعه‏شناسي، روان‏شناسي و تربيتي برويم بهتر است به منابع اسلامي و در رأس آنها به كتاب خدا رجوع كنيم. خداوند در كلام خود مي‏فرمايد: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ»18 اي اهل ايمان (با رسول با ادب سخن بگوييد) فوق صوت پيامبر صدا بلند نكنيد كه اعمال نيكتان (در اثر بي‏ادبي) محو و باطل شود و شما فهم نكنيد.

در اين آيه شريفه اشاره به حفظ حرمت مربي شده كه متربي ملزم به رعايت آن مي‏باشد. به اين معنا كه هرگاه انسانهاي هدايت نيافته و تربيت نشده به ديده عظمت و بزرگ به مربي خود ننگرند. در سخنان تربيتي او راهكارهاي تربيتي پيدا نخواهند كرد. و از نظر عمل خداوند سبحان در آداب نماز سلسله مراتب را به اينگونه مشخص كرده است كه شخص نمازگزار ابتدا با تكبيرة‏الاحرام وارد نماز مي‏شود و در ركعت دوم شهادت به رسالت پيامبر خدا مي‏دهد و در پايان نماز با درود به صالحان نماز را به پايان مي‏رساند.

نكته تربيتي اين جاست كه جمع نمازگزاران به جماعت، طبق يك تربيت اسلامي كه ريشه آن در خانواده‏ها بنا نهاده شده احترام به امام جماعت، افراد مسن و ساير افراد مؤمن را به فراخور حال و موقعيت معنوي و... رعايت مي‏كنند. امور تربيتي غالبا با روان سر و كار دارند تا با جسم و آنچه از تربيت در رابطه با جسم بكار گرفته مي‏شود اكتسابي است از اين رو حضور در جمع تربيت شده مي‏تواند راه سهل و آسان كسب آداب و اخلاق مقبول جامعه اسلامي را در اختيار جمع نمازگزار قرار مي‏دهد.

علماي تربيتي نيز به اين مطلب اذعان دارند كه اجراي مناسك ديني به منزله يادآوري و بازخواني عقايد ديني است «و تقيد و التزام به قواعد و قوانين اخلاقي، نوعي در قيد شدن است و انسانهاي خويشتن‏دار بهتر مي‏توانند اين قيد را بر خويشتن تحميل كنند. مناسك دين نوعي تمرين براي خويشتن داري و تحمل قيود است و مي‏تواند مقاومت در برابر جاذبه‏هاي نفساني را افزايش دهد و موانع زيست اخلاقي را كم كند.»19

از ديگر نكات تربيتي نماز جماعت مي‏توان به وقت‏شناسي اشاره كرد. حاضر شدن منظم و مستمر بر سر نماز جماعت نوعي نظم در زندگي و ساير امور ديني آنها به وجود مي‏آورد به ويژه نظم در انجام فريضه نماز هر چند در غير نماز جماعت بكند.

خلاصه اينكه نماز جماعت مكان مقدسي است براي عروج به درجات عالي انساني و رشته‏اي است براي پيوند دلها و تفكرها در جهت استحكام اتحاد و همبستگي و منبعي است براي تقسيم مهرباني‏ها و صفا و صميميت‏ها.

پاورقيها:

1 . طه / 14.

19 . تربيت اسلامي، ويژه تربيت اخلاق، ص101.

13 . تفسير نمونه، ذيل آيه شفاعت.

12 . همان.

14 . فرقان / 28 ـ 27.

17 . همان.

16 . مرواريد غلطان (سخنان ائمه«ع») ص64.

10 . نماز و زندگي، ص124.

18 . حجرات / 2.

15 . همان.

11 . اصول كافي، ج3، ص255.

2 . پرستش آگاهانه، ص158.

3 . همان، ص159.

4 . توبه/ 18.

5 . نماز و زندگي، هشتمين اجلاس سراسري نماز (مقالات) ص112.

6 . اصول كافي، ج3، ص269.

7 . همان، ص251.

8 . رعد / 22.

9 . انفال/ 4 ـ 3

تأثيرپذيري معماري مسجد از تحولات اجتماعي و تأثير آن بر شهرسازي دوره اسلامي
+ نویسنده محمود حسین زاده در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387 |

پس ازنزول اسلام ، با ورود دين جديد و گسترش آن به طبع نيازهايي كه اين دين داشت، نوع معماري و شهرسازي  و ازجمله مساجد در شهرهاي سلامي تغيير يافت. اسلام به عنوان ديني اجتماعي از همان ابتدا نياز به محلي جهت تبليغ ، اطلاع رساني ، انجام آداب و رسوم اجتماعي و... داشته ، آنچه درابتداي امر به منظور برآورده ساختن نيازهاي اجتماعي بوجود آمد، مسجد بود.

مسجد درابتدا محل تجمع ، محل اقامه نماز ، محل شورا و تصميم گيري درمورد امور مهم دولتي بود و علاوه برجنبه عبادي ، جنبه اقتصادي و سياسي به خود گرفت كه اين جوانب در طي قرون مختلف با تحولات قومي ، تغييرات دولتي وحكومتي قوت و يا ضعف به خود گرفته است.

 

نكته قابل توجه ديگر اينكه اسلام به عنوان دين متعادل و كاملاَ اجتماعي تمامي مسائل خصوصي و اجتماعي يك فرد را مشخص كرده است. مسجد به عنوان يكي از عناصر مهم اسلامي از ابتدا تاكنون به عنوان نيازي اجتماعي سير تحول خاص خود را طي كرده است. پيامبر اسلام پس از هجرت به مدينه اقدام به ساخت مكاني جهت اجتماع مردم نمودند.

ضرورت وجود مكاني جهت اجتماع مردم ، شنيدن آيات وحي ، برگزاري نماز و مراسمات خاص ، شورا و مشورت درامور اجتماعي و... شايد دلايل كافي جهت ساخت چنين بنايي باشد. درسال هاي بعد باتوجه به نيازهاي هرشهر، مساجد كاركردهاي مختلفي به خود گرفتند تا آنجا كه در قرون نهم و دهم هجري مساجد به طور شبانه روزي باز بودند. به همان ميزان تخصصي شدن كاركردها، معماري آن نيز مشخص تر مي شد.

 

مثلا مسجد جامع ، بناي باشكوهي بود كه كاركردي وسيع داشت و اموراجتماعي مهم ازجمله نمازهاي خاص ، مراسم و تجمعات درآن انجام مي شد و نقش نمادين وتبليغي را ايفا مي كرد كه ساير مساجد نمي توانستند.

 

به اين نكته بايد توجه كرد كه دگرگوني و تغيير شكل مسجد جامع رابطه اي نزديك با دگرگوني مفهوم دولت اسلامي، منطقه اي و محلي شدن آن دارد. اين دگرگوني را مي توان درچهار دوره مشخص از دگرگوني و تحول مسجد جامع دريافت.

دوره ي اول : مدتي كوتاه در صدر اسلام كه مسجد صورتي ساده و بي پيرايه داشت.

دوره ي دوم : در دوره ي بني اميه علاوه بر تحول مسجد درارتباط با قدرت دولت اسلامي، داراالاماره نيز دركنار آن برپا مي شود كه بامسجد فاصله اي اندك داشت.

دوره ي سوم : دوران خلافت عباسيان را شامل مي شود كه دوره ي آغاز حكومت فرهنگي - سياسي دركل امپراطوري و به معناي خاص درايران است. قدرت مذهبي از قدرت سياسي دولت خارج مي گردد كه منجر به جدايي جامع از داراالاماره مي شود و مكتب شيعه پا مي گيرد.

دوره ي چهارم : عمدتاَ به ظهور حكومت هاي قدرتمند محلي در زمان عباسيان برمي گردد. دراين دوره شريعت اسلامي بنا به مصالح حكومت هاي محلي و منطقه اي تغييرات عمده اي مي يابد و بيش از پيش رنگ و روي محلي و منطقه اي به خود مي گيرد. در اين تغييرات ساختار دروني مسجد نقش اساسي داشت كه عمده ترين آنها عبارتند از :

محراب : محراب به عنوان عامل هادي در مسجد عملكرد پيدا كرد كه جهت دهي كلي مسجد را كه روبه سمت قبله ساخته مي شود، در درون مسجد هدايت كرد.

منبر : منبر ابتدا در نماز جمعه به كار رفت. عامل ايجاد منبر را مي توان خطبات سياسي - اجتماعي نماز جمعه دانست . نياز به ديده شدن و شنيده شدن صداي امام جمعه ، اين نياز را كاملاَ توجيه مي كند.

مقصوره : يك فضاي محصورمربع شكل در درون مسجد ودرمجاورت محراب مي باشد.

گنبد: بهترين مكان براي قرارگيري گنبد در درون مسجد طبعاَ نزديك محراب بود زيرا كه به عنوان بخشي از رابطه ي پيچيده اي به شمار مي آيد كه بين محراب ، منبر، مقصوره و راهروي مركزي برقرار شد.

اما مسجد برخي كاركردهاي غيرعبادي  نيز دارد ,كه عبارتند از :

الف ) آموزش و تحصيل : اصلي ترين كاركرد ثانوي مسجد بخصوص در چهارقرن اول صدراسلام بوده است.

ب ) قضاوت و دادرسي: پيامبر خود از مسجد براي قضاوت استفاده مي كرد.

ج ) سياست : خطبه نماز جمعه مهمترين بخش بيانات سياسي بوده است.

نويسنده :   دكتر رسول رياني - مرتضي حاجي بابائي

آدرس مطلب :   نشريه گلپنگ سال چهارم ، شماره 7 و 8 ، بهاروتابستان 83

تمامی حقوق مادی و معنوی این وبگاه محفوظ و متعلق به مدیر آن می باشد و کپی برداری از مطالب تنها با ذکر منبع مجاز است...